سپس به خاطر ترس و نگرانى ناشى از گمان به صحت عقد « 1 » ، به آن ازدواج تن داده است . در عبارت فقيه به جاى « ففزعت منه » تعبير چنين است : « فورعت منه » « 2 » يعنى از ترك ازدواج ، تورّع به خرج داده و تمكين نمود تا به معصيت نيفتد .
الف ) بررسى اشكالات وارده بر روايت ابن بزيع :
1 ) طرح سه اشكال از صاحب رياض :
بر اساس فرمايش مرحوم صاحب رياض
اولًا : چون مفاد اين روايت ، مخالف قواعد قطعيهاى است كه شهرت عظيمى را نيز به همراه دارد ، نمىتوان آن قواعد را به وسيلهء اين روايت تخصيص زد و به خاطر اين روايت دست از آن قواعد برداشت .
ثانياً : اين عقد را نبايد به فضولى ملحق نمود زيرا عقد فضولى در مواردى صحيح است كه اصل آن از نظر صحّت ، مشكلى نداشته باشد ، يعنى صحّت تأهلى داشته باشد ، در حالى كه عقد سكرى به خاطر زوال عقل ، از اصل باطل است .
ثالثاً : در صورت الحاق به فضولى نيز نظر به اينكه رضايت سكرى پس از انكار بوده ، اين رضايت نمىتواند مصحّح عقد باشد ، چه آنكه بر اين مطلب ادّعاى اجماع شده است . كه رضايت بعد الانكار نافذ نيست . « 3 »
2 ) نقد استاد مد ظلّه :
تعبير مرحوم صاحب رياض در مورد اين روايت چنين است :
. . . الّا انّها لمخالفتها الاصول القطعية المعتضدة فى خصوص المقام بالشهرة العظيمة لا يجوز التعويل عليها فى مقابلتها و تخصيصها بها . . . « 4 »
هامش
( 1 ) عبارت « ثم ظنّت انه يلزمها » به دو گونه قابل تفسير است الف . زن گمان كرد كه اين عقد صحيح بوده ملازم او و به او چسبيده است ، ففزعت منه ، ب : زن گمان كرد كه از نظر شرعى مرد شوهر و همراه اوست ، ففزعت منه .
( 2 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 268 ، ح 4430 ، جامع الاحاديث 25 / 209 .
( 3 ) رياض رحلى ، ج 2 ، ص 70 - 69 .
( 4 ) رياض رحلى ، ج 2 ، ص 69 .