به محمد بن اسماعيل بن بزيع عبارت است از ابن وليد عن صفار عن احمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن اسماعيل بن بزيع ) .
همچنين در كتاب « عيون اخبار الرضا عليه السلام » نيز مرحوم صدوق اين روايت را از جعفر بن نعيم بن شاذان از محمد بن شاذان از فضل بن شاذان از محمد بن اسماعيل بن بزيع نقل كرده است . كه اين روايت به اين طريق اخير هم به نظر ما حسنه است خلاصه اينكه ، روايت ابن بزيع از ناحيه سند در حدّ اعلاى از صحت است و جاى هيچگونه مناقشهاى ندارد . و بنده هر چقدر فكر كردم كه منشأ اشتباه مرحوم آقا ضياء در اينكه اين روايت ضعيف است . ممكن است چه چيزى بوده باشد . محل تأملى را در سند روايت پيدا نكردم .
2 ) پيرامون دلالت روايت ابن بزيع و توجيهات مطرح شده :
روايت ابن بزيع چنانچه ملاحظه مىشود . دلالت بر اين مىكند كه زن مست اگر در حال مستى خود با كسى ازدواج نمايد و پس از افاقه يافتن ، به آن ازدواج رضايت داشته باشد ، عقد او صحيح است . و لكن از آنجا كه مفاد اين روايت بر خلاف قاعدهء اوليه است زيرا طبق قاعده اوليهء در صحت عقد ، عقل ، معتبر است و عقد انسان مست صحيح نيست چون وى فاقد عقل و شعور است لذا توجيهات مختلفى در مورد اين روايت مطرح شده است كه به عمدهء آنها اشاره مىكنيم :
توجيه اول ، كلام مرحوم علامه :
اولين كسى كه اين روايت را توجيه نموده است مرحوم علامه در كتاب « مختلف » است ايشان فرمودهاند كه مراد از مستى كه در اين روايت به آن اشاره شده است آن حدّ از مستى كه موجب زوال عقل شده باشد و به مرحلهء هذيان گفتن و مانند آن رسيده باشد نيست ( تعبير مرحوم علامه اين است كه لم يبلغ حد عدم التحصيل ) بلكه مراد شخص مستى است كه هنوز عقل او به كلى زايل نگشته است .
اشكال مرحوم محقق كركى و مرحوم شهيد ثانى به توجيه مرحوم علامه :
مرحوم محقق كركى و به تبع ايشان مرحوم شهيد ثانى توجيهى را كه مرحوم علامه براى