8 / 10 / 1380 شنبه درس شمارهء ( 369 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ لا اعتبار به عقد السكران ]
مسأله 13 : « و كذا لا اعتبار به عقد السكران ، فلا يصحّ و لو مع الاجازة بعد الإفافة ، و أما عقد السكرى اذا أجازت بعد الإفافة ففيه قولان ، فالمشهور انه كذلك و ذهب جماعة الى الصحة مستندين الى صحيحة ابن بزيع و لا باس بالعمل بها و ان كان الأحوط خلافه ، لإمكان حملها على ما اذا لم يكن سكرها بحيث لا التفات لها الى ما تقول مع ان المشهور لم يعملوا بها ، و حملوها على محامل ، فلا يترك الاحتياط » .
الف ) بررسى صحت يا عدم صحت عقد سكران ( مرد مست ) و سكرى ( زن مست ) :
1 ) كلام مرحوم صاحب عروة :
مرحوم سيد در ذيل مسأله 13 كه بحث از اشتراط بلوغ و عقل در عقد بود ، فرعى را مطرح مىنمايند : ايشان مىفرمايد : چونكه در صحت عقد نكاح عاقل بودن متعاقدين شرط است . لذا بر اين اساس ، اگر مرد مستى در حالت مستى با زنى ازدواج كرد عقد او محكوم به بطلان است و لو اينكه آن مرد مست پس از افاقه و بر طرف شدن مستى ، آن عقد را اجازه نمايد . اما در مورد زن مست ( سكرى ) اگر وى نيز در حالت مستى با كسى عقد بخواند در رابطه با اينكه آيا عقد وى نيز همانند مرد مست باطل است يا باطل نيست ؟ دو قول در مسأله وجود دارد يكى قول مشهور كه قائل به بطلان عقد او هستند و قول ديگر ، قول جماعتى از اصحاب است كه با استناد به صحيحه ابن بزيع كه در آن عقد سكرى را صحيح دانسته است . حكم به صحت چنين عقدى نمودهاند .