تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3435

مساهمون:

ص٣٤٣٥
بطلان ، مىگويد : الاقوى عدم الصحة ديگران نيز هر كدام تصرفات او را تجويز كرده و يا در ميان آنها مورد خلاف واقع شده يا در بعضى از عقود على المشهور قائل به صحت شده‌اند ، همه اين مطلب را در غير باب نكاح گفته‌اند و دليل نمىشود كه آنها در باب نكاح هم قائل به صحت تصرفات او باشند .

7 ) نتيجه‌گيرى نهايى بحث عقد صبى :

به نظر ما عقود صبى از جمله عقد نكاح وى در دو صورت صحيح است ، صورت اول : با اذن يا اجازه ولى ، صورت دوم : جايى كه صبى تنها مجرى صيغه است ، و عقد اجرا شده در اموال خود صبى هم نيست ، بلكه با اجازه يا وكالت براى ديگرى عقد مىخواند كه در اينجا اذن يا اجازه ولى هم شرط نيست .

ج ) عقدى كه مست انجام دهد :

1 ) متن عروه :

و كذا لا اعتبار به عقد السكران فلا يصح و لو مع الاجازه بعد الافاقة

2 ) توضيح مرحوم آقاى خويى و بررسى آن :

مرحوم آقاى خويى مىفرمايند : چون سكران قصد معنى ندارد ، لذا عقد او باطل است همچون شخصى كه هذيان مىگويد . به نظر مىرسد كه موضوع بحث ما ، سكرانى نيست كه به مرحله‌اى رسيده است كه قصد از او متمشى نيست بلكه موضوع بحث ، سكرانى است كه عقل را از دست داده است ، توضيح اين كه اگر سكران به حدى برسد كه كلام وى همچون هذيان بوده و هيچ گونه اراده‌اى از وى در اين كار نباشد « 1 » ، اين عقد به طور كلى باطل
هامش
( 1 ) استاد - مد ظلّه - اشاره مىفرمودند كه در اين صورت هم نوعى قصد و اراده در كار است زيرا هذيانهايى كه از افراد سر مىزند از تصرّفات روح آنها مىباشد و همچون لرزش دست مرتعش ، از تحركات مادى اعضاء و جوارح نيست ، البته عقلاء بر اين گونه تصرّفات روح ترتيب آثار نمىدهند .