مىسازد نه شهادت حدسى را ، در مورد ابن غضايرى با توجه به تتبع در كتاب وى دريافتهايم كه منشأ تضعيفات وى غالباً متنشناسى است ، لذا اعتبار ندارد .
كلام نجاشى دليل صريحى بر عدم وثاقت وى نيست ، زيرا اين تعبير « ضعيف فى حديثه » گاهى براى فهماندن بد سليقه بودن صاحب كتاب در جمعآورى و نقل از هر راوى و لو اين كه ضعيف باشد به كار مىرود و تصريح به عدم وثاقت خود شخص نيست ، لذا اگر ما وقوع راوى را در اسناد كامل الزيارات توثيق بدانيم ، اين توثيق معارضى از كلام نجاشى ندارد ولى ما از اين راه وى را توثيق نمىكنيم ، مرحوم آقاى خويى هم پس از نگارش معجم رجال الحديث از اين نظريه عدول كردهاند « 1 » ، مستند ما بر توثيق وى دو دليل است .
دليل اوّل : اعتماد اجلاء و مشايخ بزرگ همچون محمد بن يحيى عطار ، صفار ، سعد بن عبد الله ، احمد بن ادريس ، على بن ابراهيم ، حميرى و اكثار روايت ايشان از سلمه بن الخطاب .
دليل دوم : از وى ، محمد بن احمد بن يحيى صاحب نوادر الحكمه روايت مىكند « 2 » ، و ابن وليد كه از مشايخ سختگير حديث بوده و افراد بسيارى را از روايات محمد بن احمد بن يحيى استثناء كرده وى را در زمره اين افراد قرار نداده است ، شيخ صدوق و دانشمندان ديگر كار ابن وليد را پذيرفتهاند كه از آن معلوم مىشود كه ايشان سلمه بن الخطاب را توثيق مىكنند .
4 ) بررسى حال ابراهيم بن ابى يحيى :
ابراهيم بن ابى يحيى در سند همان ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى مدنى است « 3 » ، مرحوم آقاى خويى در معجم الرجال وى را از طريق وقوع در اسناد كامل
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) و آخرين چاپ معجم رجال الحديث كه در 24 جلد انجام گرفته بر مبناى عدم توثيق روات واقع در كامل الزيارات تنظيم شده است .
( 2 ) معجم رجال الحديث 15 : 320 .
( 3 ) ( توضيح بيشتر ) عاصم بن حميد از ابراهيم بن ابى يحيى مدنى در كافى 7 : 48 / 3 روايت مىكند ، وى چنانچه مرحوم آقاى خويى در معجم الرجال 1 : 201 فرمودهاند ، همان ابراهيم بن محمد بن ابى يحيى مدنى است كه در