عيسى ) چاپ شده نيست و آن احتمال اين است كه « يتزوج ابنتها » صفت يا حال از « رجل » باشد ، يعنى مردى با زنى زنا كرده در حالى كه دختر اين زن در زمان زنا ، همسر آن مرد است ، بنابراين جمله « يتزوج ابنتها » بنا ، بر اين احتمال جمله استفهامى نيست ، البته در نقل كتاب حسين بن سعيد « أ يتزوج ابنتها » آمده كه اين احتمال در مورد آن نمىآيد ولى با توجه به اختلاف نقل نمىتوان به صحت اين نقل اطمينان نمود .
ان قلت : لازمه اين احتمال اين است كه در كلام سائل تنها موضوع سؤال ذكر شده و خود سؤال نيامده باشد ، بنابراين روشن نشده كه از چه جهتى از اين موضوع سؤال شده است ؟
قلت : در روايات بسيارى تنها موضوع سؤال ذكر شده و ما از پاسخ امام عليه السلام سؤال سائل و جهت مورد نظر وى را از ذكر موضوع در مىيابيم ، مثلًا در همين باب كه صحيحه سعيد بن يسار واقع است اين روايات ديده مىشود :
عن يزيد الكناسى قال انّ رجلًا من اصحابنا تزوج امراة فقال لى احب ان تسأل ابا عبد الله عليه السلام و تقول له ان رجلًا من اصحابنا تزوج امراة قد زعم انه كان يلاعب امها و يقبلها من غير ان يكون افضى اليها . . . « 1 » سؤال همين جا خاتمه مىيابد و از جواب امام عليه السلام جهت سؤال روشن مىگردد .
عن عيص بن القاسم قال سألت ابا عبد الله عليه السلام عن رجل باشر امراة و قبّل غير انّه لم يفض اليها ، ثم تزوج ابنتها قال اذا كان لم يكن افضى الى الام فلا بأس « 2 » . . .
عن منصور بن حازم عن ابى عبد الله عليه السلام قال سألته عن رجل كان بينه و بين امراة فجور فقال ان كان قبلة او شبهها فليتزوج ابنتها ان شاء « 3 » . . .
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 25 : 591 / 37984 ، همان باب ، ح 3 .
( 2 ) جامع الاحاديث 25 : 592 / 37985 ، همان باب ، ح 4 .
( 3 ) جامع الاحاديث 25 : 593 / 37988 ، همان باب ، ح 7 .