تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2825

مساهمون:

ص٢٨٢٥
اخرى آن را رفع مىكند « افسده » به معناى « على تقدير تحققه يكون فاسداً » نيست پس عقدى بوده است و سپس زنا محقق شده است و امام عليه السلام مىفرمايد كه اين زنا مفسد آن عقد نيست ، بنابراين مراد از « حلال » عقد نكاح مىباشد ، كه به وسيله زناى محرم فاسد نمىشود و از اثر نمىافتد . البته حليت عقد نكاح به اعتبار حلّيت انتفاعات مترتب بر آن مىباشد ، همچنانكه در مورد آيه شريفه
« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »
همان قول صحيح قول شيخ انصارى است كه نسبت حليت به بيع ، به اعتبار حلّيت استعمالات و تصرّفات مترتب بر آن مىباشد . به هر حال ذيل روايت ظاهر در تحقق عقد ازدواج دارد . و اما در صدر روايت ، ظاهر بدوى كلمه « يتزوّج » زن گرفتن مىباشد كه معنايى حدوثى و مربوط به پيش از ازدواج است ، ولى مىتوان اين كلمه را به معناى « زن‌دار بودن » تفسير كرد ، كه حدوث و بقائى دارد ، وقتى گفته مىشود فلانى متزوج است يعنى زن‌دار است ، كلمه « يتزوج » در جايى كه كس ديگرى همچون ولىِّ زوج براى او زوجه انتخاب كرده و با كار او وى به اين صفت متّصف شده نيز اطلاق مىگردد ، پس در صدق « يتزوج » لازم نيست عملى از فاعل آن سر زده باشد . به هر حال مىتوان به قرينه ذيل روايت ( كه ظاهر در زناى لا حق بر عقد است ) اين كلمه را به معناى بقاء ازدواج حمل كرد . بنابراين ، سؤال روايت اين است كه مردى زن‌دار است و با مادر آن زن زنا كرده است ، آيا بعد از زنا هم اين مرد زن‌دار است . امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد : آرى مرد هنوز زن‌دار است . اين معنا هر چند خلاف ظاهر بدوى صدر است ولى مىتوان براى حلّ تهافت صدر و ذيل اين معنا را مطرح ساخت . البته در نقل تهذيب از حسين بن سعيد احتمال ديگرى وجود دارد كه اين احتمال در نقل خود كتاب حسين بن سعيد ( كه به نام نوادر احمد بن محمد بن
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2825 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز