ديدهاند « امرأة » هست در كافى هم « امرأة » هست اينجا را هم به همان صورت اصلاح كردهاند و اين تصرف اجتهادى است . نسخ معتبرى كه ما ديدهايم « امرأته » هست على المظنون ، نسخهء اصلى ، اين تهذيب چاپ شده هم « امرأته » بوده و همين هم درست است و اصلًا بحث راجع به بنت الزوجه و ربيبه مىباشد .
3 ) تأمل در تمسك به صحيحه عيص
اگر نسخهء كافى و نوادر را صحيح بدانيم ( امرأة بدون اضافه ) تمسك به اين روايت در بحث ما ممكن مىشود زيرا عبارت « رجل باشر امرأة » اطلاق دارد و شامل مباشرت حلال و مباشرت فجور مىشود ولى اگر نسخه « امرأته » ثابت شود ارتباط اين روايت با بحث ما از بين مىرود تأمل در اينجا است كه نمىدانيم نسخ كافى و نوادر « امرأة » صحيح است و يا بعضى از نسخ معتبر تهذيب « امرأته » و شايد همه نسخ معتبر تهذيب كه من استقصاء نكردهام .
الا ان يقال : نقل كلينى ثابت است ولى نقل تهذيب ثابت نيست زيرا ما به نسخ تهذيب يقين نداريم و اينكه اين روايت در باب ربيبه آمده است دليل بر « امرأته » نيست . زيرا اگر عبارت روايت « باشر امرأة » نيز باشد به اطلاق خود ، شامل ربيبه هم مىشود پس وجود روايت معارض براى نقل كلينى ثابت نيست و در فرض عدم ثبوت معارض ، نقل كلينى حجت است .
ب ) روايت منصور بن حازم
متن روايت : عن منصور بن حازم عن ابى عبد الله عليه السلام قال : سألته عن رجل فجر بامرأة أ يتزوج ابنتها ؟ قال : ان كان قبلة او شبهها فلا بأس و ان كان زنى فلا . روايت بعدى نيز از منصور بن حازم است : عن ابى عبد الله عليه السلام فيرجل كان بينه و بين امرأة فجور فهل يتزوج ابنتها ؟ فقال :
ان كان من قبلة او شبهها فليتزوج ابنتها و ان كان جماعاً فلا يتزوج ابنتها و ليتزوجها هى ان شاء . در نوادر تعبير اين چنين است : فى رجل كان بينه و بين امرأة فجور أ يحل له ان يتزوج ابنتها ؟ قال : ان كانت قبلة او شبهها فليتزوج بها هى ان شاء او بابنتها ، در جاى ديگر نوادر از منصور بن حازم همين روايت را با اين تعبير آورده است : فان كان جامعها فلا يتزوج