ايشان در بحث ما از حدود 30 كتاب ، قول به تحريم را نقل مىكند و مستند نقل را هم نمىگويند كه گاه خيال مىشود ايشان مستقيماً نقل كردهاند و من چون اين را مستبعد مىدانستم مراجعه كردم و معلوم شد كه عين عبارت سيد مجاهد در مناهل است حتى ترتيب همان است و يك اختلاف نسخهاى كه در آنجا بود به اينجا هم منتقل شده است صاحب مناهل يك سهوالقلمى دارند كه گفتهاند « المحقق الكركى فى كنز الفوائد » ، به جاى جامع المقاصد ، كنز الفوائد تعبير كردهاند در جواهر هم همين سهو آمده است فقط فتواى مقدس بغدادى را صاحب جواهر اضافه كردهاند كه در مناهل نيست .
* * *
الف ) ادامه بررسى روايت در مسأله ( صحيحه عيص بن قاسم ) :
1 - اختلاف نسخ موجود در صحيحه عيص .
در جلسه گذشته تا صحيحه عيص را بحث كرديم و در بحث امروز از اين روايت شروع مىكنيم . در صحيحه عيص بن القاسم آمده است « قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل باشر امرأة و قبل ، غير انه لم يفض اليها ثم تزوج ابنتها . قال : اذا لم يكن افضى الى الام فلا بأس و ان كان افضى اليها فلا يتزوج ابنتها » اين روايت را صاحب مناهل ذكر كرده و از سيد بحر العلوم كه هم استاد و هم پدر عيالش بوده اختلاف نسخهاى را در اين حديث نقل مىكند كه شيخان اين روايت را به صورت « باشر امرأة » نقل كردهاند در اكثر نسخ ، چنين است ولى در بعضى از نسخ به صورت « رجل باشر امرأة » آمده است ، عين اين تعبير در جواهر هم هست . هر چند كه كلمه « شيخان » متعارفاً به شيخ مفيد و شيخ طوسى اطلاق مىشود ولى ظاهراً در اينجا مراد از آن شيخ كلينى و شيخ طوسى باشد زيرا ، اينها روايت را نقل كردهاند .
اگر عبارت « امرأته » با اضافه باشد به بحث ما مربوط نمىشود و مدلولش اين مىشود كه اگر كسى به زوجه خود دخول نكند ولى تقبيل كند ، اين موجب حرمت بنت نمىشود بلكه شرط حرمت بنت ، دخول بر امّ است و اين مسأله ديگرى است