3 / 12 / 79 چهارشنبه درس شمارهء ( 299 ) كتاب نكاح / سال سوّم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در بررسى روايات مربوط به بخشى از مسأله 28 بود ( آيا زناى با زن موجب حرمت ازدواج با دختر او مىشود يا نه ؟ ) در اين جلسه ، ابتداء به بيان نكتهاى دربارهء نقل اقوال مختلف در كتاب جواهر و سپس به صحيحه عيص ( از روايات دال بر تحريم ) و اختلاف نسخ موجود در آن مىپردازيم ( كه اگر باشر امرأته و نه باشر امرأةً باشد استدلال ناتمام خواهد بود ) و بيان مىكنيم كه كه در نسخ كافى و نوادر و استبصار و يك جاى تهذيب ( باشر امرأةً ) اختلافى نيست و اختلاف در نقل دوم تهذيب است و در آخر ، با توجه به عدم ثبوت احتمال ( باشر امرأة ) ، در استدلال به اين صحيحه اشكال مىكنيم . بعد از آن روايت منصور بن حازم را با اسناد مختلف نقل كرده و يكى بودن آن را اثبات خواهيم كرد و سپس به بيان پنج روايت ديگر از ادله قول به تحريم پرداخت و در آخر بحث امروز ، بررسى روايات دال بر تحليل را شروع خواهيم كرد و در اين مقام ، روايت سعيد بن يسار را از تهذيبين و نوادر ذكر كرده و به بيان اختلافهاى موجود در آن خواهيم پرداخت .
نكتهاى دربارهء كتاب جواهر الكلام
انصافاً كتاب جواهر بديل ندارد ولى ذكر جهات ضعف ، اشكال حساب نمىشود مرحوم صاحب جواهر گاهى از بيست كتاب ، نقل فتوى مىكند و بعد مىفرمايد :
« على ما حكى عن بعضها » و وقتى انسان نگاه مىكند مىبيند كه حدود پانزده نفر از اينها را خودش نديده است و داخل در « عن بعضها » است البته يك نفر كه هم تحقيق مىكند و هم تتبع ، نمىرسد كه همه را خود نگاه كند بلكه حدود پنج كتاب را كه محل ابتلاء ايشان بوده خود نگاه مىكند و بقيه را از شخص ديگرى نقل مىكند .