عبارت دوم : عبارت « ضعيف » مىباشد كه در ترجمه وى در باب اصحاب الكاظم عليه السلام از رجال شيخ به كار رفته است .
ولى در مقابل آن اماراتى وجود دارد كه وثاقت وى را ثابت مىكند .
اولا : نجاشى هيچ اشاره به ضعف وى نكرده ، بلكه تنها عبارت « هذه النسخة يرويها جماعة » را درباره كتاب وى به كار برده است ، روايت بسيار كتاب وى توسط جماعتى از راويان به عقيده ما دليل وثاقت وى مىباشد .
ثانياً : بسيارى از اجلاء كه برخى از آنها از اصحاب اجماع هستند همچون حسن بن محبوب و حسن بن على بن فضال از وى بسيار روايت كردهاند .
ثالثاً : احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى و صفوان بن يحيى از وى روايت كردهاند ، اين دو از كسانى هستند كه « لا يروون و لا يرسلون الا عن ثقة » و مشايخ آنها به عقيده ما امامى ضابط و صدوق مىباشد .
رابعاً : روايات وى در كافى كه مؤلف در صدد جمعآورى « الآثار الصحيحة عن الصادقين عليه السلام . . . « 1 » بوده و نيز در فقيه كه تنها رواياتى را آورده كه به گفته مؤلف « . . . بل قصدت الى ايراد ما افتى به و احكم بصحته و اعتقد فيه انه حجة فيما بينى و بين ربى تقدس ذكره . . . » « 2 » بسيار زياد وارد شده است « 3 » كه هر يك از اين دو در اثبات وثاقت اين راوى كفايت مىكند . خصوصاً با عنايت به اين كه صدوق و كلينى هر دو از علماء رجال هم بوده و از حالات راويان آگاه بودهاند .
خامساً : به گفته مجلسى اول با مقايسه روايات وى با روايات معتبر و موثق بر مىآيد كه وى راوى ثقه بوده است . با روش متنشناسى مىتوان اعتبار يك راوى را شناخت « 4 »
با عنايت به مجموع آنچه گذشت ترديدى بر جاى نمىماند كه محمّد بن الفضيل از روات ثقه و مورد اعتماد بوده ، و تضعيف وى نيز ناشى از همان رمى به
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 8 ، مقدمه كتاب .
( 2 ) - فقيه ، ج 1 ، ص 3 ، مقدمه كتاب .
( 3 ) - ( توضيح بيشتر ) نام وى 163 بار در كافى و 32 بار در فقيه به كار رفته است .
( 4 ) - دو قرينه اخير از مباحث استاد مد ظله در كتاب الحج برگرفته شده است .