تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2779

مساهمون:

ص٢٧٧٩
را به طور كامل آورده تا اشكالى پيش نيايد پس اصل قاعده تمييز اشتراكى ايشان در اين گونه موارد با اشكال همراه است . صرف نظر از اين اشكال ، در بسيارى از موارد اين نكته بايد مد نظر باشد كه منشأ اطلاق يك عنوان حتماً انحصار روايت راوى از يك فرد خاص يا انصراف عنوان مشترك به فرد مشخص نيست ، بلكه چه بسا روايت راوى از يك فرد خاص يا انصراف عنوان مشترك به فرد مشخص نيست ، بلكه چه بسا منشأ اطلاق و عدم ذكر قيد ، اعتماد به اسناد سابق است كه در آن نام راوى به طور كامل درج شده است . بحث تفصيلى در اين زمينه از حوصله اين نوشتار خارج است . حال كه مراد از عنوان محمّد بن الفضيل ، محمّد بن الفضيل صيرفى كوفى است آيا اين شخص ثقه است يا خير ؟ اين بحثى است كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت .

5 ) بررسى حال محمّد بن الفضيل صيرفى كوفى

درباره تضعيف محمّد بن الفضيل صيرفى دو عبارت در كتب رجال ديده مىشود ، نخست عبارت شيخ طوسى در باب اصحاب الرضا عليه السلام يرمى بالغلو ، ولى اين عبارت دليل ضعف وى نمىباشد . زيرا علاوه بر اين كه شيخ خود نسبت غلو را باور نداشته ، بلكه تنها رمى به غلو را نقل كرده ، نسبت دادن يك راوى به غلو اعتبارى ندارد ، چون غلو به معناى از حد گذراندن مىباشد ، يعنى در باب ائمه به مقامات بيش از اندازه قائل شدن ، اين مفهوم وابسته به مقاماتى است كه ما براى ائمه قائل هستيم كه خود امرى است اجتهادى كه در آن اختلاف ديدگاهها فراوان است . شهادت در امور استنباطى كه مورد اختلاف نظر شديد است ، حجيت ندارد ، بلكه تنها در امور حسى يا قريب به حس كه اختلاف انظار در آن اندك است اعتبار دارد ، پس شهادت به غلو از سوى هر كس باشد تنها نظر و ديدگاه او را مشخص مىسازد و اعتبار تعبدى براى شخص ديگر ندارد .