جامع الرواة را ، اصلًا ذكر نكردهاند و به جاى آن ، دليل ديگرى را كه از مرحوم تفرشى است نقل كرده و مناقشه كردهاند . ايشان فرموده : مرحوم صدوق در بسيارى موارد محمد بن الفضيل را در اول سند قرار داده و با حذف ساير رواة از اول سند ، سند را معلق ساخته ، لكن در مشيخه ، نامى از محمد بن فضيل نياورده است ، پس معلوم مىشود تمام مواردى كه در فقيه از محمد بن فضيل نقل حديث كرده در واقع همان محمد بن قاسم بن فضيل است كه در مشيخه طريق خود را به وى ذكر كرده است .
مرحوم تفرشى خود سپس در اين دليل مناقشه كردهاند كه افراد زيادى همچون أبو الصباح كنانى و غير او در فقيه به گونه معلق از آنها حديث نقل شده ولى در مشيخه فقيه از آنها ياد نشده است . « 1 » مرحوم آقاى خويى اين اشكال را توضيح بيشترى دادهاند « 2 » كه روايات أبو الصباح - شيخ محمد بن الفضيل - در فقيه بيشتر از خود محمد بن الفضيل است « 3 » با اين كه در مشيخه نامى از وى نيست ، صدوق از بيش از صد نفر در ( در آغاز اسناد ) فقيه روايت كرده ولى طريق به آنها را در مشيخه نياورده كه برخى روايات بسيار هم دارند همچون ابو عبيده و بريد و جميل بن صالح و بنابراين از ذكر نكردن نام محمد بن الفضيل در مشيخه فقيه نمىتوان استدلال كرد كه مراد از اين اسم در فقيه محمّد بن القاسم بن الفضيل است . « 4 »
به نظر ما اين اشكال ، اشكال واردى است ، در عين حال ، ما محمد بن فضيل واقع در اسانيد را ، چه متحد با محمد بن قاسم بن فضيل باشد و چه فردى غير از او باشد ، ثقه و مورد اعتماد مىدانيم ، اگر مراد همان محمد بن فضيل كوفى ازرقى هم باشد
هامش
( 1 ) - نقد الرجال .
( 2 ) - معجم الرجال الحديث 17 : 148 .
( 3 ) - ( توضيح بيشتر ) اين تعبير مسامحهآميز است ، چه هر چند روايات أبو الصباح در فقيه اندكى از روايات محمد بن الفضيل بيشتر است ( اولى 34 روايت و دومى 32 روايت ) ولى روايات أبو الصباح غالب در وسط سند است و نام وى تنها در آغاز سند آمده ولى محمد بن فضيل 29 بار در آغاز اسناد فقيه واقع شده است ، البته اين امر به نتيجهگيرى كلى بحث لطمهاى نمىزند .
( 4 ) - معجم رجال الحديث 17 : 148 .