تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2761

مساهمون:

ص٢٧٦١
ثانياً : روايت عمار به خاطر وجود سهل بن زياد در سند آن كه مشتهر به ضعف است ، نيازمند بحث سندى است و ايشان بدون اشاره به مبناى خود در مورد سهل ، اصلًا دربارهء سند روايت چيزى نفرموده ، تنها متذكر اشكال بسيار ضعيف دلالى شده و فقط مردود بودن آن را يادآور شده‌اند . ثالثاً : روايت أبو الصباح را بايد صحيح يا حسن يا ضعيف دانست . زيرا راويان آن تماماً شيعه و امامى هستند و اصلًا غير امامى ثقه در بين آنها نيست « 1 » كه به آن اعتبار ، سند را موثقه به حساب بياوريم ، با اين حال جاى تعجب است كه ايشان با تعبير موثقه از آن ياد كرده‌اند . مرحوم آقاى خويى نيز با اشاره‌اى اجمالى به اين نكته ، هر دو روايت را به خاطر وجود سهل بن زياد در روايت عمار ، و محمّد بن فضيل در روايت أبو الصباح ، ضعيف شمرده و آنها را طرح كرده‌اند . « 2 »

ب ) اشاره‌اى به توثيق سهل بن زياد و تحقيقى در سند روايت أبو الصباح :

ما سهل بن زياد را ضعيف نمىدانيم و دربارهء اعتبار او نيز قبلًا بحث كرده . « 3 » شايد در آينده نيز با مناسبت بحثى داشته باشيم . پيرامون وثاقت محمّد بن فضيل نيز سابقاً به طور مبسوط و كامل بحث كرده‌ايم « 4 » ليكن در اين جلسه مختصراً مطالبى را دربارهء او مطرح مىكنيم :

1 ) بيان كلام صاحب جامع الرواة در وثاقت محمد بن فضيل بصرى و ضعف محمد بن فضيل كوفى با توضيحى از استاد مد ظلّه :

مرحوم سيد مصطفى تفرشى صاحب نقد الرجال دربارهء محمد بن فضيل
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) البته تقريب ضعيفى براى موثقه بودن روايت مىتوان ذكر كرد به اين بيان كه محمّد بن الفضيل از قرائنى همچون روايت بزنطى و اكثار روايات اجلاء از وى ثقه مىباشد ، و از كلمه « يرمى بالغلو » هم ضعف عقيدتى وى استفاده مىگردد . و كلمه ضعيف را هم به جمع بين ادله به ضعف عقيدتى حمل مىكنيم در نتيجه وى راوى ثقه فاسد العقيدة خواهد بود ولى اگر مسأله رمى به غلو را بپذيريم . چون غلو در نزد قدماء با كاذب بودن راوى مساوق بوده ديگر نمىتوان اين راوى را ثقه دانست ، پس امارات توثيق راوى با مسأله غلو قابل جمع نيست و وجهى هم ندارد كه ضعيف را به ضعف عقيدتى حمل كنيم بنابراين ، تقريب قابل توجهى براى موثقه خواندن روايت أبو الصباح كنانى در كار نيست . ( 2 ) - تقريرات مرحوم آقاى خويى ، كتاب النكاح ، ص 377 . ( 3 ) - مباحث مربوط به كتاب الخمس ، سال دوم ، جزوه شماره 101 . ( 4 ) - اين بحث را استاد - مد ظلّه - در ضمن مباحث حج مطرح فرمودند و ما پاره‌اى از نكات اين بحث را در حاشيه خواهيم آورد .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2761 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز