1 / 12 / 1379 دوشنبه درس شمارهء ( 297 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس گذشته و اين جلسه :
بحث در اين بود كه اگر مردى پس از ازدواج با يك زن ، مرتكب زنا با برخى از نزديكان او ( مادر يا دخترش ) گردد و يا پدرش مبتلا به زنا با عروس خود شود و يا پسرش گرفتار زنا با همسر پدر گردد ، آيا اين گونه موارد سبب حرمت همسر وى بر او و بطلان عقد خواهد شد يا نه ؟
در جلسه گذشته پس از رفع توهم تناقض بين دو كلام مرحوم علامه در مختلف ، و اشاره به اقوال محتمل در مسأله ، فتواى برخى از بزرگان را دربارهء حرمت زن بر شوهر و بطلان عقد در صورتى كه زنا قبل از وقاع با زوجه صورت گرفته باشد نقل كرده ، و عرض كرديم قول مشهور از چنان اتفاقى برخوردار نيست كه نتوان بر خلاف آن فتوى داد .
در اين جلسه ، با اشارهاى به ادله قائلين به عدم حرمت و نقل دو روايت به عنوان مستند قول به حرمت ، پس از طرح كلام مرحوم آقاى حكيم و مخدوش دانستن آن ، با تحقيقى پيرامون سند روايت أبو الصباح ، كلام جامع الرواة را درباره محمّد بن فضل نقل كرده ، و ضمن رد آن و تأييد كلام مرحوم آقاى خويى و صاحب نقد الرجال ، صحت استناد به روايت أبو الصباح را مورد تأييد قرار خواهيم داد .
* * *
الف ) پىگيرى تحقيق دربارهء حكم زوجهء مردى كه قبل از وقاع با همسرش ، مرتكب زنا با مادر يا دختر وى گردد :
1 ) اشارهاى به قول مشهور و ادلهء آن :
عرض كرديم كه قول مشهور اين است كه اگر كسى زنى را به عقد خود درآورد و