26 / 11 / 1379 چهارشنبه درس شمارهء ( 294 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس اين جلسه :
ابتداء بحث جلسه قبل را ادامه مىدهيم : كافرى كه جمع ميان عمّه و برادرزاده كرده است اگر مسلمان شود به نظر صاحب عروه ، احتياجى به اذن عمّه وجود ندارد ولى بنابر نظر صاحب جواهر ، اذن عمّه هنگام مسلمان شدن كافر لازم است ، سپس اشكال آقاى خويى بر صاحب جواهر را مطرح كرده و در يك صورت بنابر مبناى صاحب جواهر ( كه اسلام را به منزله عقد جديد مىداند ) از ايشان دفاع خواهيم كرد سپس وارد مسأله 25 و 26 خواهيم شد : اگر عمّه را طلاق رجعى دادند در زمان عدّه با برادرزاده آن ، نمىتواند ازدواج كند ولى در عدّه طلاق بائن مستقر ( مثل طلاق صغيره ) و طلاق بائن غير مستقر ( طلاق خلع ) اين ازدواج صحيح خواهد بود . در مسأله 27 جمع ميان نكاح عمّه مملوكه و برادرزاده مملوكه و يا جايى كه يكى از آنها مملوكه است را مطرح كرده و آن را جايز خواهيم دانست و اشكالات اين مسأله را مطرح و جواب خواهيم داد . و در ضمن آن ، بحث اقرب المجازات را مطرح كرده و معيار اقربيت را بيان خواهيم كرد و سپس در مسأله 28 ، حكم زناى لاحق بر عقد را مطرح كرده و عدم تربيت طبيعى اين بحث در عروة را متذكر خواهيم شد . و بعد از طرح موضوع بحث ، ادامه آن را در جلسه بعد دنبال خواهيم نمود .
* * *
الف ) ادامه بررسى بحث ( مسلمان شدن كافرى كه ميان نكاح عمّه و برادرزاده جمع كرده است ) :
1 ) يادآورى اصل بحث :
بحث در فتواى صاحب عروه بود كه : اگر كافرى بر عمّه و برادرزاده او عقد بست و بعد از آن مسلمان شد احتياجى به اجازه عمّه نيست و هر دو عقد ، صحيح است