تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2724

مساهمون:

ص٢٧٢٤
موجود ميان خود با يكديگر ازدواج كردند و ليكن در اين ازدواج شرائطى را كه اسلام براى صحت ازدواج معتبر مىداند رعايت نكردند مثلًا ايجاب و قبول نداشتند اگر مسلمان شوند ، به شرط اينكه با محرمهاى ذاتى مثل مادر و خواهر و . . . ازدواج نكرده باشند . عقد انجام گرفته در حال كفرشان صحيح است و نياز به خواندن عقد جديد ندارند ، اين مقدار مسلم است . البته در اينجا اين بحث وجود دارد كه عقد در حال كفر واقعاً صحيح بوده ، يا با اسلام آنها اين عقد محكوم به صحت مىگردد ؟ مرحوم صاحب جواهر در اين مورد مىفرمايند : وقتى كه زوجين مسلمان مىشوند اسلام آنها به منزلهء عقد جديد است يعنى عقد آنها در حال كفر صحيح نبوده است ولى همين كه اسلام مىآورند ، اسلام به منزلهء عقد جديد محسوب مىشود . عيناً مثل اجازهء مالك در بيع فضولى ( بنابر نقل ) قائلين به نقل مىگويند وقتى مالك بيع فضولى را اجازه مىكند از همان حين اجازه بيع صحيح واقع مىشود . بنابراين ، در محل بحث ، صاحب جواهر مىفرمايند : چون اسلام به منزلهء عقد جديد است بمحض اينكه زوج مسلمان مىشود مىتوان گفت كه او جمع بين عمه با برادرزاده يا خاله يا خواهرزاده نموده است ، و چون چنين جمعى براى مسلمان بدون اجازهء عمه و خاله جايز نيست پس بايد از آنها استيذان نمايد .

2 ) كلام مرحوم آقاى خويى رحمه الله :

مرحوم آقاى خويى در اين بحث مىفرمايند : اگر ما قائل شويم كه كفار مكلف بر فروع نيستند - چنانچه مختار خود آقاى خويى نيز همين است - بنابراين مبنا ، اين ازدواج بلا اشكال صحيح است زيرا در حين عقد كه زوج مكلف به استيذان از عمه و خاله نبوده است ، پس نكاح او صحيح بوده است و بعد از اسلام هم كه برادرزاده يا خواهرزاده را روى عمه يا خاله نگرفته است بنابراين بعد از اسلام هم عقد آنها صحيح است و نيازى به استيذان از عمه و خاله نمىباشد .