25 / 11 / 1379 سهشنبه درس شمارهء ( 293 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسه قبل سخن در اين فرع بود كه اگر پس از ازدواج با دو زن ، يكى از آنها عمه يا خاله رضاعى ديگرى گردد ، ايا اذن وى در صحت عقد ديگرى شرط است ؟
در اين جلسه اشاره خواهيم كرد كه اين بحث طبق مبناى ما كه اذن عمه يا خاله رضاعى را در ازدواج با برادرزاده آنها اصلًا شرط نمىدانيم موضوعيت ندارد .
در ادامه جلسه ، به بررسى اين مسأله مىپردازيم كه اگر كسى در حال كفر ، بدون اجازه عمه و خاله خواهرزاده و برادرزاده ايشان را عقد كرده باشد ، آيا با اسلام وى عقد برادرزاده و خواهرزاده باطل مىشود يا خير ؟ در اينجا ، كلام مرحوم آقاى خويى را نقل مىكنيم كه با توجه به مبناى عدم تكليف كفار به فروع صحت عقد موجود روشن است و نياز به استدلال ندارد ، سپس خواهيم گفت كه صرف نظر از اشكالات در مبناى فوق ، اين مبنا نمىتواند صحت عقد موجود را كه احكام وضعى است ثابت كند و بر فرض كه مبناى فوق به احكام وضعى هم نظر داشته باشد ، صحت عقد موجود بقاءً و پس از تحقق اسلام نيازمند استدلال مىباشد ، سپس تقريبى براى اثبات صحت عقد موجود پس از اسلام ارائه خواهيم دارد ، در ادامه به بررسى اين نكته كه آيا ادلهاى كه شرايطى را براى صحت نكاح معتبر دانسته كفار را هم شامل مىگردد پرداخته ، با توجه به دليل « لكل قوم نكاح » و ادله ديگر خارج شدن كفار را از ادله اشتراط شرايط براى صحت عقد و بالتبع صحت نكاح كفار را در حال كفر نتيجه گرفته ، كلام مرحوم آقاى حكيم را در اين زمينه ناتمام مىدانيم .
* * *