حكم به بطلان نيز مشكل است اما بر اساس روايت أبو الصباح كنانى كه موضوع حرمت در آن عبارت از جمع بين عمه و برادرزادهاش يا خاله و خواهرزادهاش مىباشد و اين عنوان بقاءً بر مسأله مورد بحث منطبق است و همانطور كه مرحوم آقاى خويى و مرحوم آقاى حكيم فرمودهاند جمع بين عمه و برادرزاده صدق مىكند ، مشمول حكم بطلان خواهد بود .
البته مرحوم آقاى خويى به خاطر وجود محمّد بن فضيل در طريق روايت أبو الصباح ، آن را ضعيف شمردهاند ولى ما او را موثق مىدانيم و استدلال به روايت از اين جهت بىمانع است .
در عين حال ، دلالت روايت بر مدعا چندان روشن نيست ، زيرا تعبير روايت أبو الصباح اين است : لا يحل للرجل ان يجمع بين المرأة و عمتها . . . يعنى جايز نيست كسى بين زن و عمهاش جمع نمايد ، و اين به معناى حرمت وجود المرأة و عمتها فى نكاح شخص واحد نيست ، زيرا نفرموده لا تُجمع المرأة و عمّتُها .
در ما نحن فيه نيز كسى بين مرأة و عمهاش جمع نكرده ، بلكه در اثر رضاع و به جعل خداى متعال بنتية الاخ او الاخت محقق شده ، و نتيجتاً مرأة و عمهاش در نكاح يك شخص مجتمع گرديدهاند . از اين رو ، حتى اگر شير دادن به اجبار و با هدف حصول بنتية الاخ او الاخت صورت گرفته باشد ، باز هم مصداقى براى جمع كردن بين المرأة و عمتها نيست و استفاده چنين معنايى از روايت خلاف ظاهر است و فتواى مرحوم سيد مبنى بر عدم بطلان عقد پس از حصول بنتية الاخ بالرضاع تمام است .
د ) دنباله مسأله 24 :
متن عروة :
و كذا اذا جمع بينهما فى حال الكفر ثم اسلم على وجه .
1 ) توضيح :
اگر كسى در حال كفر بين زن و عمهاش جمع كند آيا پس از اينكه اسلام آورد ( به