ديگران ) حمل به صحت مىشود . زيرا همچنانكه اگر زيد خانه عمرو را به بكر بفروشد و عمرو نيز مدعى فضولى بودن معامله نباشد ، سيرهء عقلايى بر صحت چنين معاملهاى قائم است ، در ما نحن فيه نيز زوجين معتقدند كه عقدى واقع شده و خودشان را زن و شوهر مىدانند ، از سوى عمه يا خاله نيز انكارى در اين زمينه وجود ندارد و مدعى نيستند كه مثلًا اين عقد بدون اجازه آنها واقع گرديده ، و صاحبان حق نيز همين سه نفرند و الحق لا يعدوهم ، بنابر همين سيرهء عقلائى عقد آنان محكوم به صحت مىباشد .
البته تعبير مرحوم آقاى خويى در اين مورد ناقص است زيرا ايشان كه شك در عبارت را ظاهراً به صورت مجهول خواندهاند - و بعيد هم نيست چنين باشد - مىفرمايند : نظر به اينكه زوجين بر زوجيت تصادق دارند و اختلاقى بين آنها نيست و الحق لا يعدوهما ، مقتضاى تصادق آنها صحت عقد است .
درحالىكه صاحبان حق تنها زوجين نيستند ، عمه يا خاله نيز ذى حق هستند و صحت عقد علاوه بر تصادق زوجين بر زوجيت ، مبتنى بر عدم ادعاى وقوع عقد بدون اجازه از سوى عمه يا خاله است .
ج ) متن عروة : مسأله 24 :
اذا حصل بنتية الاخ او الاخت بعد التزويج بالرضاع لم يبطل
1 ) توضيح : بخش اول مسأله درباره كسى است كه با زنى ازدواج كرده ، سپس صغيرهاى را كه برادرزاده يا خواهرزادهء زوجهاش نيست به عقد خود درآورده است .
حال چنانچه زوجه صغيره مثلًا از شير برادر زوجهء كبيره استفاده كند تا فرزند رضاعى او گردد ، طبعاً عنوان « برادرزاده زوجه كبيره » براى او حاصل مىشود . بحث در اين است كه آيا پس از انطباق عنوان بنتية الاخ بر صغيره ، عقدش باطل مىگردد يا نه ؟
مرحوم سيد مىفرمايند : با حصول اين عنوان نيازى به اجازه زوجه كبيره نيست و