عقد سابق نيز باطل نمىگردد .
2 ) يادآورى مبناى استاد مد ظله در مورد شمول ما يحرم من النسب و پىگيرى مسأله 24 :
در جلسات قبل ضمن بررسى معناى يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب بنابراين كه مراد از « ما » ذوات باشد نه افعال ، به اين نتيجه رسيديم كه منظور از ما يحرم من النسب ، زنانى هستند كه اذن و عدم اذن در حرمت آنان تأثير نداشته ، و حرمت آنها چه ابدى و چه جمعى ، دائر مدار وجود بقاء عنوان باشد . و عرض كرديم كه دليلى بر شمول ما يحرم من النسب نسبت به زنانى كه حرمت ازدواج با آنها به خاطر عدم اذن و رضايت است نداريم و روايت مذكور ، حرمت ازدواج با بنت الاخ و بنت الاخت را در صورت عدم رضايت عمه و خاله شامل نمىگردد و طبعاً در مورد عمه و خاله و برادرزاده و خواهرزاده رضاعى زوجه نمىتوان به آن تمسك جست .
حال در صورتى كه شمول ما يحرم من النسب را نسبت به زنانى كه حرمت ازدواج با آنان به خاطر عدم اذن و رضايت است بپذيريم ، در اين صورت اگر كسى بخواهد با برادرزاده يا خواهرزادهء رضاعى زوجهاش ازدواج كند نيازمند استيذان و جلب رضايت زوجهاش مىباشد اما در جايى كه نسبت رضاعى بنتية الاخ يا بنتية الاخت پس از تحقق عقد حاصل گردد ، آيا يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب چنين موردى را نيز شامل مىشود يا نه ؟ و به عبارت ديگر جمع بين زن با برادرزاده يا خواهرزادهاش حدوثاً و بقاءً حكم واحدى را دارد يا تنها حدوثاً حرام است ؟
3 ) تحقيق در مستند حكم :
موضوع حرمت و بطلان جز در يك مورد ، در همه روايات عبارت از ادخال بنت الاخ او الاخت على العمة و الخالة است و چون زوجيت در ما نحن فيه قبل از تحقق بنتيت وجود داشته ، لذا عنوان ادخال على العمة او الخالة بر آن منطبق نمىشود و