24 / 11 / 1379 دوشنبه درس شمارهء ( 292 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در اين جلسه ، در آغاز به بررسى مسائل 22 و 23 عروه پرداخته ، پس از اشاره به اشكالى در فرمايش مرحوم آقاى خويى ، نظر مرحوم سيد را تمام خواهيم دانست .
سپس به تحقيق در مسأله 24 خواهيم پرداخت كه شامل دو بخش است : بخشى درباره حصول بنتية الاخ او الاخت بعد التزويج بالرضاع ، كه فرمايش مرحوم سيد را در عدم بطلان عقد تمام مىدانيم . و بخش ديگر پيرامون عقد مردى است كه در حال كفر بين زن و برادرزاده يا خواهرزادهاش جمع كرده ، سپس اسلام آورده ، كه با تشريح فرمايش مرحوم آقاى خويى بر اساس تكليف يا عدم تكليف كفار نسبت به فروع ، و اشارهاى به فرمايش مرحوم صاحب جواهر ، ادامه بحث را به جلسه آينده موكول خواهيم نمود .
* * *
الف ) متن عروه : مسأله 22 : [ اذا ادعت العمة او الخالة عدم الاذن و ادعى هو الاذن منهما قدم قولهما ]
اذا ادعت العمة او الخالة عدم الاذن و ادعى هو الاذن منهما قدم قولهما و اذا كانت الدعوى بين العمة و ابنة الاخ مثلًا فى الاذن و عدمه فكذلك قدم قول العمة .
اگر عمه يا خاله مدعى شوند كه ازدواج شوهرشان با برادرزاده يا خواهرزاده آنان بدون اذن آنها بوده ، ولى شوهر ادعا كند كه با اجازه آنان اقدام به ازدواج كرده ، و نيز چنانچه بين عمه و برادرزاده يا خاله و خواهرزاده دربارهء اذن يا عدم اذن اختلافى پيش آيد ، بر اساس فتواى مرحوم سيد بايد قول عمه و خاله را مقدم داشته و طبعاً عقد برادرزاده يا خواهرزاده را باطل دانست . زيرا حكم به صحت عقد به اسناد قاعدهء فراغ در مواردى است كه انسان در صحت فعل صادره از خود شك كند ، و در