مسلمين مىباشد پيش مىآيد . اما احتمال « اذكريت » كه در بعضى روايات آمده و معتبر شمرده شده است اين شرط تنها مربوط به اعمالى است كه انسان با خداوند متعال دارد . وضو گرفته ، نمىداند صحيح گرفته يا باطل ؟ نمىداند انگشترش را چرخانده يا نه ؟ قطع هم دارد كه غافل بوده اما احتمال مىدهد كه اتفاقاً و تصادفاً خود به خود آب به دست رسيده باشد اينجا ما مىگوييم كه سيد احتياط مىكند و نظر ما هم همين است كه اينجا عمل محكوم به صحت نيست و قاعدهء فراغ جارى نيست « هو حينما يتوضأ أذكر منه حين يشك » مربوط به روابط انسان با خداست اما آنجا كه مسأله مربوط است به اجتماع و به روابط افراد ، مربوط است به معاملات و معاوضات ، مثل ازدواج كه مربوط به طرفين است اگر اين احتمالات را شخص بخواهد اعتناء كند سنگ روى سنگ قرار نمىگيرد و خلاف سيره هم هست .
بنابراين ، مطلب سيد تمام است به استناد قاعدهء فراغ .
تقريبى ديگر بر كلام مرحوم سيد رحمه الله :
از سوى ديگر مرحوم سيد به قاعده مقتضى و مانع عقيده دارد و عموتان را مقتضى صحت مىداند و استثناء از آنها را از باب مانع ، در اين صورت ممكن است بگوييم كه
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
حكم مىكند كه در عقدى مقتضى صحت دارد ، ادلّه اشتراط اذن عمه و خاله هم از نوع استثناء بر اين عام و مخصص عموم يا مقيد اطلاق آن مىباشد و با شك در وجود مانع بايد حكم به صحت عقد به مقتضاى قاعده مقتضى و مانع نمود .
« و السلام »