23 / 11 / 1379 يكشنبه درس شمارهء ( 291 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در اين بود كه اگر در تقدم و تأخر عقد عمه و خاله بر عقد برادرزاده و خواهرزاده آنها شك شود . در چه صورتى با عدم اذن عمه و خاله مىتوان حكم به صحت نكاح كرد ؟ در اين جلسه ضمن اشاره به كاستيهاى كلام مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خويى ، در مورد نحوه جريان قاعده فراغ و استصحاب سخن گفته ، استصحاب عدم وجود مانع تا زمان عقد موجود را بر تمامى اصول ديگر مقدم دانسته ، كه البته تنها در صورت جهل به تاريخ عقد عمه و خاله چنين اصلى جارى مىباشد و در صورت علم به تاريخ عقد آنها ، مقتضاى استصحاب ، حكم به عدم تحقق زوجيت برادرزاده و خواهرزاده مىباشد ، ولى با توجه به اين كه در قاعده فراغ اگر عمل مورد نظر ارتباط به عمل شخص ديگر داشته باشد احتمال اذكريت را معتبر نمىدانيم و با تمسك به قاعده فراغ ( بنابر مبناى سيد با تمسك به قانون مقتضى و مانع نيز ) نكاح فوق را به طور كلى صحيح مىدانيم .
* * *
الف ) بررسى آراء فقهاء
1 ) صورت مسأله و نقد كلام آقاى حكيم رحمه الله :
بحث در اين بود ، كسى عقد كرده نسبت به بنت الاخ يا بنت الاخت زوجهاش و نمىداند كه اين عقد را قبل از ازدواج با عمه و خاله كرده كه صحيح باشد و احتياج به اذن آنها نباشد يا بعد بود كه احتياج به اذن دارد و آنها اذن ندادهاند پس باطل باشد . مرحوم سيد فرمودند : عقد محكوم به صحت است و آقاى حكيم فرمودند :