احتمال ، الف و لام در « العقود » استغراق يا جنس خواهد بود و در مباحث فقهى نيز مىتوان از اين آيه استفاده كرد ، البته به اين شرط كه براى انسان ظهور قابل اطمينانى نسبت به اين معنا پيدا شود . « 1 »
حال بحث اين است كه بنابراين كه
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
شامل عقودى كه بندگان با يكديگر نيز مىبندند بشود بايد مفاد و مدلول اين آيه را بررسى كنيم . آيا معناى اين آيه اين است كه تمامى عقود و قراردادهاى انسانها با يكديگر واجب الوفاء است ؟
اعم از اينكه آن مورد عقد ذاتاً و بعنوان اولى از افعال جايزه باشد يا نه ، ذاتاً از افعال محرمه باشد ولى به عنوان ثانوى عقد و قرار لازم الوفاء مىشود ؟ مثل اين كه قرار بر خمر يا زنا بگذارند و خلاصه آيا معناى
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
چنين معناى گستردهاى است تا بگوييم همه آن عقدهايى كه وجوب وفاء ندارند مثل قرار بر شرب خمر ، زنا ، دزدى و . . همگى بواسطه تخصيص از عموم آن خارج شدهاند ، يا اين كه از ابتدا معناى
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
معناى متضيقى است كه شامل آن موارد نمىشود ؟ به نظر ما معناى
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
از ابتدا ، معنايى است متضيق و شامل موارد فوق نمىباشد .
زيرا با توجه به مناسبات حكم و موضوع و اين مطلب كه موجوب وفاء به عقد ، يك حكم تأسيسى نيست بلكه امضاء امر عقلائى است ، به اين معنا كه در ميان عقلاء نيز اين مطلب وجود دارد كه مىگويند انسان بايد به قرارها و عقدهاى خود وفاء نمايد .
و مراد آنها از اين كلام اين نيست كه هر عقد و قرارى لزوم وفاء دارد حتى اگر عقد و
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) از كلام بسيارى از مفسران بر مىآيد كه ايشان العقود را در آيه به معناى « عقود الله » گرفتهاند و معناى عقد را الزام دانستهاند نه التزام ، مثلًا طبرسى در جوامع الجامع به تبع زمخشرى در كشاف مىنويسد « العقود : عهود الله التى عقدها على عباده و الزمها اباهم من الايمان به و تحليل حلاله و تحريم حرامه » شبيه اين عبارت در مجمع البيان هم ذكر شده است . ولى اين معنا را شامل عقود متعارف بين مردم هم دانسته است با اين كه عقود التزامات طرفينى است نه الزامات . به هر حال استاد - مد ظله - اين معنا را با توجه به كلمه« أَوْفُوا »ناتمام مىدانستند ، وفا ، عمل به التزام و پيمانى است كه شخص داده و عمل به الزام ديگرى وفاء خوانده نمىشود ، لذا معناى آيه « اوفوا بعقودكم » مىباشد . در توضيح كلام استاد مىتوان چنين گفت كه وفاء در اصل لغت به معناى به پايان رساندن و كامل كردن است ، انسان با التزام خود كأنه ايجاد امر ملتزم را آغاز كرده است ، و با تحقق بخشيدن خارجى به آن ، آن را به انجام و پايان خود مىرساند ، مؤيد كلام استاد مد ظله اين است كه هيچگاه گفته نمىشود اوفوا بالتكاليف يا اوفوا بالواجبات ، بلكه گفته مىشود و فى بوعده ، و فى بقوله ، وفى بميثاقه و . . .