بِالْعُقُودِ »
چيست ؟ معلوم است كه اين دو جمله نمىتواند بدون هيچ گونه مناسبتى در كنار هم ذكر شده باشند . چرا كه ، صحبت كردن بدون ارتباط با هم ، در كلام افراد عادى صورت نمىگيرد تا چه رسد به متكلم حكيم و خداوند متعال . لذا براى وجه ذكر اين دو جمله در كنار يكديگر دو احتمال مىتوان ذكر كرد احتمال اول : اين كه مراد از وفاى به عقود ، وفاى به عقودى باشد كه انسانها قبل از خلقت روى زمين ، در عالم « ذر » با خداوند متعال بستهاند . « 1 » و آن عبارت است از يك عقد كلى ميان خداوند متعال و بندگان ، كه بندگان ملزم شدهاند كه حرام خداوند را حرام بدانند و حلال او را حلال بشمارند و بر اساس اين عقد و التزام كلى ، در اين آيه شريفه خداوند متعال يك مورد و يكى از مصاديق آن حلالها را بيان مىكند كه آن حليت بهيمهء انعام است و بنابراين ، معناى آيه اين مىشود كه اى كسانى كه ايمان آوردهايد به عقد ميان خود و خدا كه ملزم شديد حلال خدا را حلال بدانيد ملتزم باشيد و يك نمونه از آن حلالهاى خداوند همين حليت بهيمه انعام است پس آن را حلال بدانيد .
بنابراين احتمال ، مراد از الف و لام در « العقود » الف و لام عهد خواهد بود و اشاره به همان عقد در عالم ذر مىباشد . و لذا نمىتوانيم در بحثهاى فقهى به آن استدلال نماييم .
احتمال دوم : اين كه مراد از وفاى به عقود در اين آيه ، اعم از عقودى باشد كه بندگان ميان خود و خداوند بستهاند و آن عقودى كه ما بين خودشان و بين يكديگر قرار دادهاند . بنابراين معنا ، وجه ذكر جمله
« أُحِلَّتْ لَكُمْ . . . »
اين است كه يك مورد از عقودى كه بندگان با خداوند بستهاند را به عنوان نمونه ذكر مىنمايد و گرنه اختصاصى به اين مورد ندارد و شامل عقود ميان خود عباد نيز مىشود . طبق اين
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) فخر رازى در تفسير خود معناى براى اين آيه ارائه داده كه توضيح آن چنين است : چون ايمان التزام اجمالى به عمل به تكاليف ( با التزام اجمالى به حرام دانستن محرمات و حلال دانستن حلالها است ) بنابراين ، آيه فوق اشاره دارد به اين كه : اى مؤمنان ، به پيمانى كه در ضمن ايمان با خدا بستهايد وفادار ، ( از حرام خدا اجتناب ورزيد و از حلال خدا بهرهمند شود و به واجبات الهى عمل كند ( يا حرام خدا را حرام بدانيد و حلال الهى را حلال ) .