بين مكره و مضطر و كلمات علماء پيرامون آن مفيد به نظر مىرسد .
ج ) بررسى ناسازگارى اجبار با طيب نفس :
1 ) فرمايش مرحوم شيخ در فرق بين مكره و مضطر : « 1 »
ايشان مىفرمايند : نظر به اينكه مكره از خود استقلال و اختيار ندارد ، كارى را كه با تحميل غير و فشار و اجبار انجام مىدهد ، از روى طيب نفس و ميل و رضايت نيست ، بر خلاف مضطرّ كه افعال صادره از او با طيب نفس همراه مىباشد . « 2 » شخص مضطرّ گرچه تحت شرائطى براى رهائى از مشكلى كه با آن مواجه گرديده ، و يا دفع ضررى كه متوجه او شده ، مثلًا اقدام به معاملهاى مىكند ، ليكن چون الزام و اجبار ، مستقيماً روى معامله نرفته ، او اين كار را با اختيار و ميل و طيب خاطر انجام مىدهد . از اينرو ، معامله مكره به جهت فقدان طيب نفس ( كه در قرآن و روايات شرط صحت تجارة و معامله قرار گرفته ) باطل است . امّا معامله مضطر به لحاظ شمول طيب نفس ، مشمول تجارةً عن تراض بوده و صحيح است .
2 ) رد كلام مرحوم شيخ توسط مرحوم سيّد در حاشيه « 3 » با توضيح استاد مدّ ظله :
مرحوم سيّد فرموده است : استقلال نتيجهء طيب نفس نمىتواند فارق بين مكره و مضطرّ باشد . زيرا اگر مرحلهء اوّل و طبع اوّلى را در نظر بگيريم ، در هيچ يك از مكره و مضطرّ ، طيب نفس وجود ندارد ، ليكن هر دو با كسر و انكسار و از باب دفع افسد به فاسد ، در مرحلهء ثانى از روى ميل ، تن به كارى مىدهند كه در آغاز به آن راضى نبوده ، و اينك دفعاً للمكروه براى آنان طيب نفس حاصل گرديده ، و دليل تجارة عن
هامش
( 1 ) - مكاسب - ص 119 - چاپ شهيدى .
( 2 ) - استاد - مد ظلّه - پيشتر اشاره كردند كه افعال اختيارى همه از سر اختيار وى سر مىزند ولى افعال اختيارى خودگاه همراه با طيب نفس و رضايت باطن مىباشد و گاه از رضايت باطنى ناشى نشده است به عقيده مرحوم شيخ فعل اكراهى از مصاديق قسم دوم است و فعل اضطرارى از مصاديق قسم اول و البته هر دو در فعل اختيارى بودن مشترك مىباشند .
( 3 ) - حاشيه مرحوم سيّد بر مكاسب - ص 120 .