10 / 11 / 1379 دوشنبه درس شمارهء ( 284 ) كتاب النكاح / سال سوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در اين جلسه با پىگيرى بحث روز گذشته پيرامون تنزيل رضاع به منزله نسب در مورد حرمت جمع بين عمه يا خاله و برادرزاده يا خواهرزادهء زوجه ، در اطلاق روايت : « يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب » در مواردى مثل مسألهء مورد بحث ، تشكيك كرده ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه الحاق بنت الاخ و بنت الأخت و عمه و خاله رضاعى به نسبى از جهت لزوم تحصيل اذن عمه و خاله براى صحت ازدواج با برادرزادهء آنها مشكل است . آنگاه با تأييد فتواى مرحوم سيّد درباره بطلان عقد خواهرزاده يا برادرزادهء زوجه در صورت سرپيچى او از اجازهاى كه در ضمن عقد به آن متعهّد شده ، جواز يا عدم جواز اجبار وى را بر اذن مشروط در عقد مورد بررسى قرار خواهيم داد . سپس با طرح اشكال مرحوم حجت در اين زمينه و تحقيقى در مورد امكان اجتماع اجبار و طيب نفس در مورد مكره ، و نقل نظرات چند تن از بزرگان ، سازگارى طيب نفس با اجبار را در برخى موارد ممكن خواهيم دانست .
* * *
الف ) پىگيرى استدلال جهت تنزيل رضاع به منزلهء نسب در مورد حرمت جمع بين عمه يا خاله با برادرزاده يا خواهرزادهء زوجه :
1 ) يادآورى بحث جلسه قبل :
در جلسه گذشته عرض شد كه قيد « من الرضاعه » در روايت أبو عبيدة الحذاء به بخش اخير كلام ، يعنى جمع بين الاختين بر مىگردد نه به تمام قسمتها ، و در نتيجه ،