دليل دوم : در پارهاى روايات « ما يحرم من النسب » بر زنان انطباق يافته است .
همچون روايت صحيحه كه در فقيه آمده است : روى عن ابى بصير و ابى العباس ( هو الفضل بن عبد الملك البقباق الثقة الجليل ظاهراً ) و عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام ( فى رواية ) : « و ما يحرم من النسب من النساء فانه يحرم من الرضاع » « 1 » ظاهر روايت اين است كه كلمهء « من » قبل از النساء ، بيانيه بوده ، بنابراين ، مراد از « ما يحرم » نساء مىباشد .
مؤيد ارادهء زنان ، روايت ديگرى است كه در آن آمده ؛ لا يحرم من الرضاع الا البطن الذي ارتضع منه « 2 » از برخى روايات ديگر هم ممكن است اين معا را استفاده كرد ولى چون ظهور روشنى بر تطبيق « ما يحرم » ندارند از ذكر آنها در مىگذريم . « 3 »
5 ) بررسى تطبيق « ما يحرم » بر بيع
از روايت زير ممكن است توهم شود كه در آن « ما يحرم » بر بيع تطبيق شده است .
عن ابن سنان عن رجل عن ابى عبد الله عليه السلام قال سئل و انا حاضر عن امرأة ارضعت غلاماً مملوكاً لها من لبنها حتى فطمته هل لها ان تبيعه قال فقا لا هو ابنها من الرضاعة حرم عليها بيعه و أكل ثمنه قال ثم قال : أ ليس رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم قال : يحرم من الرضاع
هامش
( 1 ) - فقيه 3 : 113 / 3435 .
( 2 ) - تهذيب 7 : 322 / 34 .
( توضيح بيشتر ) اين روايت از جهت سندى قابل استناد نيست و مفهوم بلدى آن نيز ناتمام است ، ولى به عنوان مؤيد بر اين معنا كه مراد از « ما يحرم » افعال متعلق به نساء نيست سودمند است ، از اين روايت نكتهاى هم مىتوان برداشت كرد كه علت به كار بردن « ما » در ذوى العقول در مسأله رضاع و امثال آن ، از اين جهت است كه تحريم نساء ، مرتبط به جنبه ذوى العقول بودن آن نيست ، بلكه به جنبه جسمى آنها مرتبط است .
( 3 ) - ( توضيح بيشتر ) از جمله صحيحه عبد الرحمن بن ابى عبد الله كه در متن نقل شده ، ولى ظاهراً كلمه « لا يحرم » در اين روايت از باب تفعيل بوده بنابراين نمىتوان براى روايت مورد بحث كه در آن « يحرم » از باب ثلاثى مجرد و به معناى حرمت مىباشد بدان استناد كرد . همچنين در برخى روايات ديگر هم نظير همين اشكال وجود دارد همچون روايت زراره عن ابى عبد الله عليه السلام قال سألته عن الرضاع فقال لا يحرم من الرضاع الا ما ارتضع من ثدى واحد حولين كاملين ظاهراً « ما » در اين روايت مصدريه بوده بنابراين ما ارتضع به معناى الارتضاع مىباشد كه فاعل « لا يحرم » از باب تفعيل مىباشد . به هر حال احتمال مصدريه بودن « ما » نيز استناد به روايت را مخدوش مىسازد . و همين طور در پارهاى از روايات ديگر كلمه « ما » در مورد ارتضاع به كار رفته ، ر . ك . وسائل 20 : 378 و 379 باب 2 از ابواب ما يحرم بالرضاع ، ج 13 و 16 و 17 ) و ص 387 ( باب 5 ، ح 10 )