قائل شدهاند و اين نسبتى كه به ايشان دادهاند اشتباه است .
ما ، با مراجعه به كتب فقهاء مىبينيم ، عدهاى از علما يا بالصراحة و يا بالاطلاق موافق علامه شدهاند و آنها نيز رضايت عمه و خاله را در صورت تأخر عقدشان نيز لازم دانستهاند مانند شيخ طوسى ، ابن ادريس ، شهيد اول و علماى ديگر كه اينك به عبارتهايى از آنها اشاره مىكنيم :
1 ) عبارت شيخ طوسى رحمه الله در مبسوط
شيخ طوسى رحمه الله در بخشهاى گوناگونى از كتاب « المبسوط فى فقه الامامية » عباراتى مىآورد كه ظاهر آنها ، لزوم رضايت عمه و خاله در هر دو صورت است . يعنى چه عقد آنها متقدم باشد و چه متأخر . مثلًا ايشان مىفرمايد : « و لا يجمع بين المرأة و عمتها و لا خالتها الا برضاها » « 1 » اين عبارت با اطلاق خود مىرساند كه در هر دو صورت ، رضايت عمه و خاله لازم است .
ايشان در صفحه بعدى مىفرمايد : فالجمع جمعان ، جمع مقارنة و جمع متابعة .
فالمتابعة ان يتزوج امرأة ثم يتزوج عليها اختها او عمتها او خالتها . فنكاح الثانية باطل و نكاح الاولى صحيح ، و اما جمع المقارنة ، فان يعقد عليهما جميعا دفعة واحدة فاذا فعل هذا كان العقد باطلًا » « 2 »
خوب اين عبارت تقريباً صراحت دارد بر مسأله ما ، شيخ طوسى رحمه الله مىفرمايد :
به دو شكل مىتوان ميان دو زوجه جمع نمود . يعنى دو زوجه گرفت ، يكى به صورت مقارنةً يعنى همزمان با هم ، هر دو را عقد نمايد و ديگرى متابعةً ، يعنى يكى پس از ديگرى و به تبع ديگرى . يعنى اول با يكى ازدواج نمايد و سپس با ديگرى .
بعد ايشان براى متابعه ، اين مثال را مىآورد ، مانند اينكه شخصى با زنى ازدواج كند و بعد از آن ، با خواهر يا عمه و يا خاله آن زن هم ازدواج كند . در اين صورت ، نكاح اول صحيح است . و نكاح دوم باطل است . معلوم است كه نكاح عمه و خاله در صورت رضايت باطل نيست . پس فرض بطلان ، فرض عدم رضايت است . از اين
هامش
( 1 ) المبسوط - كتاب النكاح - ج 4 ، ص 205 و 206
( 2 ) المبسوط - كتاب