بررسى مناقشههاى صاحب جواهر رحمه الله و تابعين ايشان
بررسى مناقشه اول : آيا شهيد ثانى در نقل « لا تزوج » منفرد است ؟
به مسالك كه مراجعه كرديم ديديم مسالك روايت محمّد بن مسلم را « تزوج » بدون « لا » نقل مىكند و فكر كرديم كه اين نسبتى كه جواهر و مستمسك و مبانى به ايشان دادهاند ، صحيح نيست ، نسخهء مسالك ما ، نسخهء قديمى است ، به دوستان گفتيم به نسخههاى جديد نگاه كنند ، نگاه كردند و گفتند : آنجا هم « تزوج » دارد ، لكن در حاشيهء آن نوشته شده كه در تمام نسخههاى خطى مسالك « لا تزوج » بود و چون ديديم كه اين نسخه با مصادر حديثى منافات دارد آن را تغيير داديم . به نظر ما اين تصحيح اشتباه است و نبايد نسخهء مسالك را با توجه به مصادر حديثى تصحيح كرد ، بايد ديد كه نسخهء مسالك چيست و شهيد ثانى بر اساس چه نسخهاى استدلال كرده است ؟ مسلماً عبارت مسالك « لا تزوج » است ، زيرا اولًا : تمام نسخ مخطوط مسالك « لا تزوج » نقل كردهاند ، ثانياً : شواهدى در عبارت خود شهيد ثانى هست كه ايشان مىخواهند به « لا تزوج » استدلال كنند . ثالثاً : از مقايسه مسالك و جامع المقاصد ، روشن مىشود كه ايشان بسيار متأثر از محقق كركى و از كتاب جامع المقاصد ايشان است و بسيارى از ادله و نكاتى كه در مسالك آمده ، قبلًا در جامع المقاصد آمده است و با تغيير مختصرى به مسالك منتقل شده است ، اين روايت در جامع المقاصد هم « لا تزوج » نقل شده است .
جامع المقاصد ، شرح قواعد علامه است و بسيار متأثر از شرح ديگر قواعد به نام ايضاح الفوائد فى شرح القواعد فخر المحققين است و محقق كركى مقيد بوده كه ايضاح را ببيند . وقتى « شارح » به طور مطلق مىگويد ، مراد ايشان ، فخر المحققين در ايضاح است ، در ايضاح نيز « لا تزوج » آمده است . چون فخر المحققين فرزند علامه
هامش
الكراهة ، مستمسك العروة الوثقى 14 / 199 عبارت مرحوم خويى اين چنين است « و على هذا التقدير تكون الرواية معارضة لما دل على عدم اعتبار اذنهما مستند العروة نكاح 1 / 308