تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2593

مساهمون:

ص٢٥٩٣

4 / 11 / 1379 سه شنبه درس شمارهء ( 280 ) كتاب النكاح / سال سوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

در اين جلسه چند مسأله را مورد بحث قرار مىدهيم : فرع اول : نكاح با بنت الاخ و بنت الاخت با اذن عمه و خاله جايز است ، در اين فرع ، ادله راى صدوق را كه جمع نكاح اين دو را مطلقاً باطل مىداند بررسى مىكنيم . فرع دوم : نكاح عمه و خاله روى دختر برادر و دختر خواهر صحيح است هر چند اطلاعى از عقد اول نداشته باشند . در اين فرع ، ادله نظر شيخ طوسى و علامه حلى و . . . را كه در اين صورت هم اذن عمه را معتبر مىدانند بررسى مىكنيم ، و در پايان مناقشه‌اى را كه مرحوم آقاى حكيم به كلام صاحب رياض مىكنند نقل كرده و به نقد آن مىپردازيم ان شاء الله تعالى . * * *

الف ) [ بررسى مسألهء 9 عروه لا يجوز نكاح بنت الاخ او الاخت على العمة و الخالة الا باذنهما ]

متن عروه :

مسأله 9 : لا يجوز نكاح بنت الاخ او الاخت على العمة و الخالة الا باذنهما مشهور بسيار قوى ما بين فقهاء اين است كه با اذن عمه و خاله ، ازدواج با دختر برادر و دختر خواهر او جايز مىباشد . و جماعت كثيرى هم در اين مسأله دعواى اجماع نموده‌اند مانند سيد مرتضى در « انتصار » و « موصليات » « 1 » شيخ طوسى در « خلاف » ابن زهره در « غنيه » ، راوندى در « فقه القرآن » ابن ادريس در « سرائر » ، شهيد ثانى در « روضه » و علامه در « تذكره » .
هامش
( 1 ) - استاد مد ظله در كتاب رياض از سيد مرتضى در دو كتاب انتصار و ناصريات نقل اجماع مىكند كه البته ناصريات درست نيست و صحيح آن موصليات مىباشد .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2593 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز