تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2592

مساهمون:

ص٢٥٩٢
دخالت عالم خارجى ) بنابراين ، مفاد آيه چنين مىگردد : آيا آن كس كه خود هادى است شايسته‌تر است كه از وى پيروى شود يا كسى كه هدايت‌شدگى وى تنها به عامل خارجى وابسته است ( يعنى نه تنها هادى نيست ، بلكه مهتدى بودن وى هم از سوى خودش نيست ، بلكه يك هادى او را هدايت كرده است ) . مثال ديگرى كه تا حدودى شبيه به اين مثال مىباشد . « 1 » جمله معروف امام زين العابدين عليه السلام به عمه بزرگوار خود حضرت زينب مىباشد : انت به حمد الله عالمةٌ غيرُ معلَّمة ، فَهِمَةٌ غيرُ مفهَّمة « 2 » يعنى عالم بر دو قسم است : عالم معلَّم داناى دانا كرده شده ، عالم غير معلَّم داناى دانا كرده نشده ، يعنى عالم بالذات « 3 » ، همينطور در فهم هم ، دو قسم فهم داريم : فَهِم مُفَهَّم ، و فَهِم غير مُفَهَّم . با دانسته شدن معناى فعل مجهول ، اشكالى كه در درس ذكر شده بهتر فهميده مىشود ، چون اگر « دخل بهن » به صيغه مجهول هم باشد به هر حال نسبت فاعلى ملحوظ است . پس اگر نسبت فاعل ، اقتضاء اختيارى بودن فعل را داشته باشد ، قهراً اين مطلب به صيغه مجهول هم كشانده مىشود . محصّل پاسخ استاد مد ظله هم اين است كه اقتضاء اختيارى بودن فعل در فعل معلوم بر فرض پذيرش به طور كلى نيست ، بلكه تنها در جايى كه فعل به فاعل مختار همچون انسان نسبت داده شود مىباشد و در مفعول مجهول ، اصل نسبت فاعلى ملحوظ است نه نسبت فاعلى به فاعل مختار ، پس مقايسه فعل معلوم با فعل مجهول نادرست است . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) - اين عبارت اشاره دارد كه « عالمة » و « فهمة » به معناى دقيق معناى مطاوعه ندارند و لى اين جمله از جهت فهم مفاد « معلّمه » و « مفهّمة » و درك معناى مجهولى مفيد مىباشد . ( 2 ) - بحار 45 : 164 / 7 به نقل از احتجاج 2 : 305 ( 3 ) - نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسأله‌آموز صد مدرس شد