تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2571

مساهمون:

ص٢٥٧١
بگوييم انصراف به متعارف دارد آن سخن ديگر است . ثانياً : اگر انصراف به متعارف هم داشته باشد ، در متعارف هم حد ختنه‌گاه تعيين نشده ، دخول به اندازه ختنه‌گاه متعارف نيست ، حتى در كلمهء ادخال هم كه ايشان قبول كرده كه بر دخول بعض الحشفه صدق مىكند هم ، به نظر ما اين سخن تمام نيست ، زيرا در باب ادخال هم اگر معيار ادخال متعارف باشد معمول و متعارف آن ، ادخال به بيش از مقدار ختنه‌گاه است . ثالثاً : روايت عيص هم شاهد نيست ، زيرا ايشان فرمود : و من الواضح ان الإفضاء لا يتحقق الا بالوطى المتعارف بادخال الحشفة او الاكثر منها و حال آن كه اين مطلب واضح نيست ، اگر معيار وطى متعارف باشد متعارف بيش از مقدار ختنه‌گاه است . خلاصه ادعاى وضوح و بداهت تمام نيست . « 1 » رابعاً : كلمهء افضاء هم معناى كنايى دارد ، افضى اليها يعنى به سراغ آن زن رفته است و اين تعبير همه كنايه از جماع است ، پس اين روايت هم با ساير روايات در كنايه بودن فرقى نمىكند ، پس اينكه ، ايشان فرموده اين روايت مفسّر روايات مشتمل بر « دخل بها » است بر فرض كه لفظ دخل بها ابهام داشته باشد اين مطلب تمام نيست و اگر گفته شود كه مراد مرحوم آقاى خويى اين است كه افضاء به معناى ايجاد الفضاء است ، ايجاد الفضاء در مقام ، به ادخال حشفه يا أكثر از آن است ، در پاسخ مىگوييم كه : در كلام خويى تعبير ايجاد الفضاء نيست و به فرض هم كه مراد ايشان ايجاد الفضاء باشد ايجاد الفضاء يا ادخال كمتر از حشفه نيز حاصل مىشود ،
هامش
انما جامعها دون الفرج فلم يجب عليها الغسل . ( تهذيب 1 : 122 / 1 ) و در افعال مشابه جماع همچون اتيان هم استعمال در تفخيذ شايع است مثلًا در موثقه هشام بن سالم عن ابى عبد الله عليه السلام فى الرجل يأتى المرأة فيما دون الفرج و هى حائض قال لا بأس اذا اجتنب ذلك الموضع ( تهذيب 1 : 154 / 10 ، نيز 8 : 177 / 45 ) . ( 1 ) - در كلام برخى بزرگان از كلمات واضح ، بديهى ، المقطوع به ، المسلم ، در مسائلى استفاده شده كه هيچ گونه دليلى هم بدان ضميمه نمىكنند ، اين گونه استدلال چندان مناسب نيست و نبايد مانع شود كه ما درباره آن مسأله به گونه مستقل بينديشيم .