2 - موثقه زراره كه اندكى قبل از اين خوانده شد : « عن الرجل يطلّق المرأة فقال : يرثها و ترثه ما دام له عليها رجعه » ظاهر كلام آقاى حكيم « ره » اين است كه روايت بالمطابقه دلالت مىكند بر اينكه ملاك توارث « قبل الانقضاء » است . ولى اين مطلب تمام نيست ، چون در اين روايت ، جواز رجوع ملاك قرار گرفته و لذا اگر كسى بگويد خود رجوع ملاكش « فى العده » است نه « قبل انقضاء العده » اين روايت در ما نحن فيه صلاحيت استناد نخواهد داشت . بله بالملازمه مىتوان گفت كه چون به موجب روايات گذشته ثابت گرديده است كه ملاك رجوع « قبل الانقضاء » است و اين روايت بين ارث و رجوع اثبات ملازمه مىكند ، لذا در باب ارث هم ملاك « قبل الانقضاء » خواهد بود .
3 - روايت محمد بن قيس عن ابى جعفر عليه السلام قال : « ايّما امرأة طلقت فمات عنها زوجها قبل ان تنقضى عدتها فانّها ترثه ثم تعتدّ عدة المتوفى عنها زوجها و ان توفّيت فى عدتها ورثها الحديث » .
مرحوم آقاى حكيم در مورد اين روايت مىفرمايد كه صدر آن ، ملاك « قبل الانقضاء » را اثبات مىكند ، اما ذيلش ملاك « فى العدة » را تعيين كرده است ولى مىتوان بين اين دو فقره اينطور جمع كرد كه بگوييم مقصود از « فى عدتها » در ذيل روايت ، مقابل بعد العدة است نه اينكه در عده بودن خصوصيت داشته باشد تا ما نحن فيه را كه موت قبل از شروع عده طلاق و در زمان عده وطى به شبهه واقع شده ، شامل نشود .
4 - روايت محمد بن مسلم قال : « سألت أبا جعفر عليه السلام عن رجل طلق امرأته تطليقة على طهر ثم توفى عنها زوجها و هى فى عدتها قال : ترثه ثم تعتد عده المتوفى عنها زوجها و ان ماتت قبل انقضاء العدة منه ورثها و ورثته » .
البته مرحوم آقاى حكيم اين روايت را تقطيع كرده و فقط ذيل آن را كه گفته ملاك قبل انقضاء العدة است ، نقل كرده ، درحالىكه صدر آن در مورد وفات زوج « فى عدتها » تعبير كرده و بدين لحاظ اين روايت عيناً حكم روايت محمد بن قيس را پيدا
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2027
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٢٠٢٧