معنى است كه طهرى كه شرط آغاز عده است ، از قبل از شروع عده بايد مراعات شود ، يعنى قبل از عده هم بايد در طهر باشد و بعلاوه اين طهر بايد خالى از مواقعه باشد يعنى در مدت طهر چه قبل و چه بعد از طلاق ، جماعى واقع نشده باشد . در ادامه روايت مىگويد با مراعات اين شرايط ، اگر طلاق واحد داد و صبر كرد تا اجل و عدهاش تمام شود ، مىتواند دو مرتبه با او ازدواج كند . تعبير « حتى يخلوا اجلها « 1 » » يا « قبل ان ينقضى اجلها » بازهم در روايت تكرار مىشود و خلاصه استفاده مىشود كه رجوع قبل از انقضاء عده مؤثر است .
ولى در دلالت روايت بر مدعاى بحث كنونى ، اشكالى وجود دارد و آن اين است كه متفاهم عرفى از تعبير « فى قبل عدتها » ( قبل از عده ، طهر را مراعات كند ) اين است كه قبل متصل باشد به اين صورت كه بعد از طلاق ، بلافاصله عده شروع شود و بسيارى از روايات ديگر كه در آنها تعبيرات كلى وارد شده بر همين فرض متعارف حمل مىشوند كه بين طلاق و شروع عده طلاق فاصلهاى در كار نباشد « 2 » ، بر خلاف ما نحن فيه كه جزو فروض استثنايى است . چون بين زمان طلاق و زمان شروع عده طلاق ، زمان ديگرى كه مربوط به عده وطى به شبهه است ، فاصله شده و رجوع در آن زمان فاصل انجام گرفته است ، طبعاً چنين فروض نادرى مشمول اين روايات نخواهند بود . اما در فروض متعارف كه عده طلاق بلافاصله بعد از طلاق شروع مىشود ، واضح است كه رجوع قبل از انقضاى عده ، همواره مصداق رجوع در عده خواهد بود .
5 - روايت ابن بكير و غيره عن ابى جعفر عليه السلام انه قال : « الطلاق الذي امر اللَّه عزّ و جلّ به فى كتابه و الذي سنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ان يخلى الرجل عن المرأة فاذا حاضت و طهرت من محيضها اشهد رجلين عدلين على تطليقة و هى طاهر من غير جماع و هو احقّ برجعتها ما لم تنقض ثلاثه قروء و كل طلاق ما خلا هذا فباطل ليس بطلاق » .
هامش
( 1 ) " خلا " به معناى مضى است ، گفته مىشود ، خمس خلون من الشهر أى مضين .
( 2 ) اگر گفته شود قبل از غذا بسم اللَّه گفته نشود ، متفاهم عرفى از اين تعبير اين است كه پس از بسم اللَّه گفتن غذا خورده شود و بين آنها فاصلهاى معتنابهى نباشد .