حكيم به اطلاق رواياتى تمسك مىجويد كه " عدم انقضاء عده " را موضوع جواز رجوع مىداند .
6 ) نقد كلام مرحوم آقاى خويى توسط استاد « مدّ ظلّه » :
اگر ما قائل باشيم كه مطلقه رجعيه ، حقيقة زوجه است ، باز به هر حال رجوع در زمان عده تأثير مىگذارد چون طلاق بنابراين مبنا اثر فعلى در ايجاد بينونت ندارد ولى اثر شأنى در اين امر دارد ، و اين اثر شأنى توسط رجوع از بين مىبرد و طلاق كان لم يكن مىگردد ، و اگر اين رجوع نبود قهراً پس از گذشت زمان عده ، جدائى حاصل مىشد ، عدم حصول جدائى پس از زمان عده ، در اثر رجوع در عده حاصل شده است حال مىتوان اين بحث را طرح كرد كه آيا تأثير رجوع در از بين بردن اثر شأنى طلاق مشروط به آن است كه در زمان عده طلاق صورت گيرد يا اگر قبل از شروع عده طلاق هم رجوع شود رجوع تأثير مىگذارد ؟
پس بنابر هر مبنايى بايد روايات تأثير رجوع را بررسى كنيم كه آيا در عده بودن رجوع شرط است يا عدم انقضاء عده كافى است .
ب ) بررسى اجمالى روايات مسأله :
در مسأله ما دو فرع مطرح است ، فرع اول : جواز رجوع در زمان عده شبهه ، فرع دوم : توارث در زمان عده شبهه
در فرع اول به روايات مسأله تمسك شده ، حال در فرع دوم چگونه بايد حكم كرد ؟
1 ) بررسى حكم توارث در زمان عده شبهه از جهت روايات :
از كلام علماء استفاده مىگردد كه براى اثبات حكم ارث هم به روايات تمسك مىكنند تمسك به روايات در اين باب به دو گونه امكانپذير است . يك : استدلال غير مستقيم ، وقتى ما جواز رجوع را در زمان عده وطى شبهه از روايات استفاده كرديم ، و از سوى ديگر از روايات ديگر تلازم بين جواز رجوع و ثبوت ارث استفاده