توجيه كلام شهيد ثانى رحمه الله :
اگر ما فرض مسأله را اين گونه قرار دهيم كه در ابتداء طلاق و يا فوت زوج واقع شده است سپس در زمان عدّه ، وطى به شبهه صورت گرفته است ، در اين صورت بدون هيچگونه اشكالى عدّه وفات يا عدّه طلاق مقدم بر عدّه وطى به شبهه است .
چون اولًا : اسبق العلل مىباشد و با فرض وجود علت ديگر زمينهاى براى علت لاحق باقى نمىماند . ثانياً : علت در اين فرض ( تقدم عدّه طلاق و وفات ) اقوى از علت وطى به شبهه است چون طلاق و وفات از ناحيه يك شوهر حقيقى و واقعى صورت گرفته است اين اقوائيت در عده تأثير دارد تا وطى به شبههاى كه از ناحيه زوج تخيلى واقع شده است .
از اينجا به مسأله مورد بحث مىرسيم ، اگر وطى به شبهه مقدم بر طلاق يا وفات باشد از يك طرف وطى به شبهه اسبق العلل مىباشد و زمينهاى براى تأثير علتهاى لاحق نمىگذارد و از طرف ديگر طلاق و يا وفات در تأثيرگذارى قويتر مىباشند به وجهى كه در بالا بيان شد . در نتيجه ، اسبقيت با وطى به شبهه است و اقوائيت با متأخر ( وفات و طلاق ) مىباشد پس تنافى بين اين علل براى تأثيرگذارى حاصل مىشود در عدّه طلاق ايشان ترجيح را به اسبق علل داده است . « 1 »
اگر اين دو علت مقارن با هم ايجاد شدند در اين صورت آنكه علتش اقوى است مقدم است .
و ) نقد كلام مرحوم شهيد توسط استاد مد ظله :
ايشان مسأله را از باب تزاحم دانستهاند و لذا آن كه اسبق است بر آن كه اقوى است مقدم كردهاند لكن اين قول ، هم اشكال مبنايى دارد و هم اشكال بنايى ، چون اگر فرض بگيريم اين مسأله از باب تزاحم است با وجود اقوى ، جايى براى اسبق
هامش
( 1 ) - اگر فرض كنيم سم عقرب و مار هر دو مؤثر براى مرگ مىباشند اگر سم عقرب مقدم باشد تأثير خود را مىگذارد و جايى براى تأثيرگذارى سم مار نمىماند و لو اينكه اقوى باشد .