تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2004

مساهمون:

ص٢٠٠٤

د ) نظر مرحوم آقاى خويى در مسأله :

آقاى خويى در تقديم عدّه وفات بر عدّه وطى به شبهه در صورتى كه سبب عدّه وفات مقدم بر سبب عدّه وطى به شبهه باشد به صراحت روايت استناد جسته‌اند . اما در بقيه موارد كه سبب بعضى بر بعضى ديگر مقدم باشد ، مقدم داشتن سبب اول را واضح و بديهى دانسته‌اند و مىفرمايند : رفع يد از سبب اول و عمل كردن به سبب دوم احتياج به دليل دارد و ما چنين دليلى در دست نداريم . و چون ايشان قائل به حجّيت استصحاب حكميه نيستند لذا براى تأييد گفته خود به استصحاب بقاء عدّه سبب اول تمسك نمىكنند . ولى ما نمىدانيم چگونه ايشان مطلب را واضح فرض كرده‌اند . ولى مرحوم آقاى حكيم براى تقديم عدّه‌اى كه سببش مقدم است به اصل تمسك كرده‌اند كه ظاهراً مراد ايشان از اصل استصحاب ، بقاء عدّه اول مىباشد .

ه ) نظر مرحوم شهيد ثانى رحمه الله :

شهيد ثانى در دو جا اين مطلب را مطرح كرده است . 1 . اگر وطى به شبهه اول واقع شود و سپس طلاق داده شده باشد دو وجه در اين مسأله است : آيا مبدأ عدّه طلاق را وقت طلاق قرار بدهيم و بعد از اتمام عدّه طلاق ، عدّه وطى به شبهه تكميل شود يا اينكه بعد از اتمام عده وطى به شبهه ، عدّه طلاق شروع گردد و فرموده است : اقرب اين است كه عده وطى به شبهه تكميل و پس از آن ، عدّه طلاق شروع شود ايشان وجهى براى اقربيت بيان نفرموده است . 2 . اگر وطى به شبهه اول واقع شود و سپس زوج فوت كند در اين صورت نيز هر دو وجه بالا بيان شده است لكن بر خلاف صورت اول هيچ‌كدام از دو وجه مطروحه را بر ديگرى ترجيح نداده است .