باشد كه اتحاد نوعى خلاف ظاهر نيست . زيرا توجيه رياض ذاتاً به ذهن متعارف اشخاص نمىآيد و قبل از رياض هم اين اختلاف به ذهن كسى نيامده است .
پس اين سخن ذاتاً خلاف ظاهر است و شاهدش هم عدم توجه اشخاص است .
البته شايد بعضى جهات ديگر هم در عدم توجه اشخاص دخيل باشد .
اشكال اول : صاحب رياض بايد روايات را مقيد كند زيرا در اين روايت اتحاد عده يا عده طلاق فرض نشده تا بگويد عده طلاق وعده شبهه يكى است . فقط تزويج در عده و وطى شبهه را گفته ، ممكن است تزويج در عده وفات باشد كه وحدت و تداخلى در آن وجود ندارد ، اگر وحدت و تداخلى هم باشد در عده طلاق است . لذا بايد روايت را على رغم اطلاقش ، مقيد به عده طلاق كند .
اشكال دوم : اينكه مىگويد « تعتد منهما عدة واحدة » ظاهرش اين است كه عده شبهه از همان موقعى كه تفريق واقع شد شروع مىشود ، ولى در جلسه قبل در باب عدهء شبهه عرض كرديم كه عده شبهه بالاطلاق اين است كه از زمان رفع شبهه تفريق مىشود . اما نه بالنصوصية و نه بالوضع بلكه به ظهور الاطلاق ، يعنى تفريق حالت منتظره ندارد ، به مجرد رفع شبهه عده شروع مىشود اينكه بگوييم عده شبهه حالت منتظره دارد تا عده طلاق تمام مىشود و بعد از آن عده شبهه شروع مىشود ، خلاف ظاهر است .
از طرف ديگر ، مسأله اين است كه آنچه در بين عامه مطرح بوده و همهء جوانب سؤال در سؤالها و جوابها دخالت دارد ، تداخل و عدم تداخل بوده ، ولى اينكه آيا عده وفات و عده شبهه با عده طلاق وحدت دارد يا نه ؟ اصلًا مطرح نبوده تا اينكه سؤال و جواب را با آنها تطبيق دهيم .
صاحب رياض مىخواهد مسائلى را كه در آن وقت مطرح نبوده ، القاء كند اينجا مسأله تداخل و عدم تداخل است نه اينكه عده شبهه با عده طلاق وحدت سنخى دارند يا ندارد ؟ اينكه روايت را حمل كنيم بر چيزى كه در آن وقت مطرح نبوده
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1995
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٩٩٥