تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1993

مساهمون:

ص١٩٩٣
واجب است يا نه ؟ زيرا آن قسم خاص كه عالم عادل باشد قبلًا حكمش گفته شده ، بلكه بايد سؤال كند عالم فاسق چگونه است آيا احترامش واجب است يا خير ؟ بايد سؤال قسيم باشد از مقسم كلّى . در ما نحن فيه هم كه اول از عده وفات سؤال كرده ، سؤال دومش بايد قسيم سؤال اول باشد . علاوه بر آن سائل ابتداءً كلى و به طور مطلق سؤال كرده و اين كلى شامل تمام افرادش مىشود و حكم مسأله معلوم است و دوباره پرسيدن لازم نبود . اين قسم خاص را دوباره سؤال كردن خلاف ظاهر است . لذا تقطيع در روايات خيلى زياد است به خاطر اينكه گاهى اشخاص توجه به خصوصيات مورد نكرده و مسأله را كلى گفته‌اند ، مىگويند راجع به تزويج در عده از امام سؤال كرديم و امام فرمود : تداخلى نيست ، و لو اينكه سؤال در يك مورد خاص باشد . ولى گاهى راوى به خاطر اينكه تمام خصوصيات به نظرش نمىآيد لذا در مقام نقل تمام جزئيات سؤال و جواب را بيان نمىكند . بعنوان مثال اگر شما يك مسأله‌اى را از يك مرجعى با يك طول و تفصيلى سؤال كرده با شيد و آن مرجع هم مسأله شما را با تمام جزئيات و با عنوان كلىتر جواب داده باشد ، گاهى به نظرتان آن خصوصيات دخيل نيست با حذف آن خصوصيات مسأله را نقل مىكنيد . و خيلى از افراد در ذهنشان همين بود كه خصوصيات وفات و مثال آن دخيل نباشد لذا ذكر نكردند ، مىبينيد نه تنها شيخ طوسى بلكه هزار و اندى سال بعد آقاى سيد محمد كاظم هم روايتى را كه مثلًا راجع به باب تزويج ذات بعل است با روايتى كه راجع به عده وفات است معارض قرار نمىدهند . خلاصه آنكه ، ممكن است خصوصياتى در مسأله دخيل باشد كه گاهى مورد توجه قرار نمىگيرد ، لذا مىبينيد محمد بن مسلم خصوصيت را نقل نمىكند يا روايتى كه از محمد بن مسلم نقل كرده‌اند تقطيع و خصوصياتش را حذف مىنمايند كه اين گونه امور در خصوص مسأله ما يك امر متعارفى بوده است .