تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1838

مساهمون:

ص١٨٣٨
بر معتده بودن زن ، شخص ، اقدام به ازدواج كند ، موجب حرمت ابدى مىشود . ان قلت : اين بيان شما شامل تمام امارات نمىشود ، زيرا امارات يعنى امورى كه به جهت كاشفيت ظنى ، شارع آنها را معتبر دانسته ، خواه احتمال خلاف ضعيف باشد يا قوى . قلت : هر موردى كه احتمال ، مقدارى از حدّ شك تجاوز كرد ، اماره نيست . هر چند ترجيح احتمال در اعتبار شرعى يا عرفى ملاحظه شده باشد مثلًا ، موارد دوران بين محذورين ، اگر احتمال يك طرف قوىتر باشد ، شارع و عقلاء ، آن طرف را ترجيح مىدهند . ولى اين به معناى اماريت نيست . بلكه اماريت يعنى به حدى برسد كه علم عرفى به حساب آيد . البته هيچ كدام از اصول عمليه - / تنزيلى و غير تنزيلى - / حرمت ابدى نمىآورد چون اصول عمليه كاشف از واقع نيستند .

توضيح سوم :

عنوان « علم » را به انحاء مختلف مىتوانيم در موضوع دليل اخذ كنيم و هر چند ظاهر بدوى علم اين است كه علم بما انه كاشف من الكواشف ( جهت دوم علم ) ملاحظه شده است ، لكن قرينه‌اى در روايات هست كه بايد بگوييم علم به عنوان منجزى از منجزات ( جهت چهارم علم ) در موضوع حرمت ابدى اخذ شده است زيرا در روايات ، در مقابل علم ، جهل و جهالة قرار گرفته است و به دو جهت مراد از جهالت مطلق مواردى است كه به جهت ندانستن مكلف معذور است . زيرا اولًا متعارف استعمالات « جهالة » موارد غفلت يا جهل مركب است و استعمال جهالة در موارد شكى كه شخص معذور نيست و به جهت وجود علم اجمالى مجراى احتياط است يا به مقتضاى استصحاب عده و مانند آن ، نكاح حرمت ظاهرى دارد ، بسيار نادر است ، ثانياً تعبيرى كه در روايت صحيحهء عبد الرحمن شده كه « اذا كان بجهالة » و لو به ضميمه تناسب حكم و موضوع ، يعنى از روى بىتقيّدى تقيّدى و بىبندوبارى