23 / 12 / 1378 دوشنبه درس شمارهء ( 202 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
1 ) متن مسأله 5 عروة :
« لو شك فى انهّا فى العدة ام لامع عدم العلم سابقاً جاز التزويج خصوصاً اذا اخبرت بالعدم و كذا اذا علم كونها فى العدة سابقاً و شك فى بقائها اذا اخبرت بالانقضاء و اما مع عدم اخبارها بالانقضاء فمقتضى استصحاب بقائها عدم جواز تزويجها و هل تحرم ابداً اذا تزوجها مع ذلك ؟
الظاهر ذلك »
در جلسات گذشته گفته شد كه ازدواج در عده غير ، جايز نيست . و اگر كسى عالماً بالحرمة ، ازدواج كند موجب حرمت ابدى مىشود ، خوب اگر علم به حرمت نكاح نباشد ، گاهى اصلى يا امارهاى بر حرمت يا حليت نكاح قائم مىشود كه صورتهاى مختلفى دارد و احكام آن نيز متفاوت مىگردد :
صورت اول : مواردى كه اصلى از اصول مانند استصحاب حكم مىكند كه زن معتده نيست .
صورت دوم : امارهاى قائم شده كه زن معتده نيست ، مثلًا خود زن از عدم اعتداد خبر مىدهد ( اگر قول زن حجّت شرعى باشد ) .
صورت سوم : مواردى كه اصلى از اصول مانند استصحاب ، حكم مىكند كه زن در عده ثابت است .
صورت چهارم : مواردى كه امارهاى بر معتده بودن زن قائم شده است .
در تمام اين صورتها در دو مرحله بايد بحث شود :
مرحلهء اول : آيا در چنين صورتى ازدواج جايز است يا خير ؟
مرحله دوم : ازدواج در اين صورت موجب حرمت ابدى مىشود يا خير ؟