تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1830

مساهمون:

ص١٨٣٠

5 ) تطبيق بحث اصولى بر ما نحن فيه از نظر استاد « مدّ ظلّه » :

با توجه به مطالب گذشته ، حرمت ابد در ما نحن فيه دائر مدار اين است كه ، از لفظ علم كه در موضوع دليل اخذ شده ، چه استظهارى بكنيم . يك احتمال كه البته خلاف ظاهر است ، اين است كه علم على نحو الصفتيه اخذ شده باشد . در اين فرض ، حتى امارات جاى علم نمىنشينند . ولى اخذ علم به نحو الصفتيه ، بسيار نادر و خلاف متفاهم عرفى است . احتمال دوم اين است كه مقصود از علم ، طريق معتبر باشد . بنابراين احتمال ، هر چند امارات جاى علم قرار مىگيرند ، اما استصحاب جانشين علم نمىشود و لذا نمىتوان حرمت ابد را ثابت كرد . احتمال سوم اين است كه علم به معناى هر چيزى باشد كه بتوان بر طبق آن ، جرى عملى كرد و اين زن را معتدّه حساب كرد . بنابراين ، استصحاب مىتواند حرمت ابد را ثابت نمايد . احتمال چهارم هم اين است كه علم را به معناى منجز و معذر بگيريم . در اين صورت علاوه بر استصحاب ، اصول غير محرز هم جاى علم مىنشينند . مثلًا اگر زن معتدّه ، مشتبه باشد بين دو زن ، اگر با اصالة الاحتياط مخالفت كرد و با يكى از آنها ازدواج كرد و بعد معلوم شد كه زن در عدّه بوده حرمت ابد ثابت مىشود . چون هر دو جزء موضوع ، كه يكى معتدّه بودن و ديگرى منجز بودن است ، در مقام ثابت است . بهر حال ، اين بستگى به نحوهء استظهار دارد . اجمالًا آقاى بروجردى در ترتب حرمت ابد بر استصحاب تأمل داشتند و به نظر تأمل ايشان وجيه است ، حال بايد ديد آيا مىتوان نكته‌اى در بحث گفت كه مسأله را روشن سازد ؟ « * و السلام * »