آشتيانى و مرحوم بروجردى چون حكم ثبوتاً روى خود واقع رفته ، حكم ثابت مىشود و لو طريقى در كار نباشد .
بر طبق اين مبناى اخير كه علم موضوعى طريقى را به معناى طريق معتبر بگيريم ، امارات هم مىتوانند جانشين علم شوند . چون دليل حجيت امارات ، آنها را طريق قرار داده است ، اما اصول عمليه جانشين علم نمىشوند ، چون اصول جنبهء طريقيت ندارد .
4 ) نظر مرحوم ميرزاى نائينى :
بيان ايشان صرف نظر از اين كه مراد شيخ با آن توافق داشته يا نداشته ، بيان قابل توجهى است و تقريباً صحيح است . ايشان مىفرمايند : علم چند خصوصيت دارد :
كاشفيت از واقع ، جرى عملى شخص عالم بر طبق علم ، معذريت و منجزيّت .
علمى كه در موضوع اخذ مىشود ، اگر به لحاظ خصوصيت اول يعنى كاشفيت باشد كه در اين صورت ، امارات مىتوانند قائم مقام علم شوند ، چون دليل حجيت امارات ، كاشفيت آنها از واقع را تتميم و تأييد كرده ، اما اصول عمليه جانشين علم نمىشوند چون فاقد صفت كاشفيتاند .
اگر علم به لحاظ خصوصيت دوم ، يعنى جرى عملى در موضوع اخذ شود ، يعنى به لحاظ اينكه ، شخص بر طبق آن ترتيب اثر مىدهد . در اين صورت ، علاوه بر امارات ، اصول عملى محرز مثل استصحاب هم جانشين علم مىشوند . مثلًا مفاد لا تنقض اليقين بالشك اين است كه بر طبق يقين سابق ، جرى عملى كن ، يعنى با متيقن سابق ، معامله واقع كن . احتمال سوم اين است كه علم به لحاظ خصوصيت سوم ، يعنى منجزيت و معذريت در موضوع اخذ شده باشد ، در اين صورت ، علاوه بر موارد قبلى ، اصول غير محرز ، مثل اصول برائت و اصل احتياط هم ، چون معذر و منجز هستند ، جانشين علم مىتوانند بشوند .