دانسته است . مرحوم آقاى حكيم مدعى هستند كه صرف نظر از روايات خاص مسأله ، قول ذو اليد نسبت به اموال خود به طور كلى معتبر است و سيره عقلا بر اعتبار آن جارى است كه اعتبار قول انسان نسبت به نفس خويش از آن بالاولويه استفاده مىشود .
ايشان مىگويد ؛ اگر كسى بگويد كه لباس من يا ظرف من ، پاك يا نجس است قول او اعتبار دارد ، تا چه رسد به اين كه بگويد بدن من پاك است يا نجس . انسان نسبت به خودش آگاهتر از اشياء متعلق به خود ، و ملك خود مىباشد . پس اگر قول ذو اليد نسبت به اموال او اعتبار داشته باشد ، به طريق اولى اخبار انسان نسبت به حالات خودش معتبر مىگردد .
نقد كلام مرحوم آقاى حكيم توسط استاد « مدّ ظلّه » :
ولى به نظر مىرسد كه چنين بناء عقلائى به طور كلى در كار نباشد . آيا اگر مالك زمين بگويد زمين من مثلًا 700 متر است ، آيا عقلاء ، قول او را بدون تحقيق معتبر مىدانند ، خواه گوينده عادل يا ثقه باشد يا نباشد ؟ ! پاسخ سؤال منفى است .
مقايسه اين مثال هم با مثال طهارت و نجاست قياس مع الفارق است . چون در طهارت و نجاست داعى نوعى عقلائى بر كذب نيست ، ولى در امورى همچون معاملات كه به جهت رواج كالا و فروش رفتن جنس و دواعى ديگر ، دروغ گفتن بسيار رخ مىدهد ، وجهى ندارد كه قول ذى اليد بدون احراز عدالت يا وثاقت او حجّت باشد .
آرى ، در مسائل مربوط به زنان ، با توجه به روايات عديده در اين باره ، مسأله روشن است و قول زن حجت است ( نه به استناد سيره عامه عقلا در قبول قول ذى اليد )
ب ) امكان حكم به حرمت ابد به مجرد استصحاب عدّه :
1 ) اشاره به بحث اصولى قيام امارات و اصول مقام قطع :
با توجه به اينكه در موضوع ادله حرمت ابد ، علم به عدّه اخذ شده ، اين بحث