و اعتدّت بما بقى عليها من الاوّل « 1 » » .
در اين روايت ، تزويج در حال عدّه فرض شده ، ولى در مورد دخول ، قيدى ذكر نشده " ان كان دخل بها " ولى از جزاء شرط معلوم مىگردد كه منساق از اين عبارات اين است كه ، دخول در همان حال عدّه صورت گرفته است چون امام عليه السلام مىفرمايند : " و اعتدّت بما بقى عليها من الاوّل " و نمىفرمايند " و اعتدّت ان بقى عليها من العدة ، " كأنه از صورت مسأله بر مىآيد كه دخول در همان حال عدّه صورت گرفته باشد و هنوز از عدّه چيزى باقى مانده است « 2 » . معلوم مىگردد كه اين تعابير اطلاق ندارد .
ان قلت : از روايت سليمان بن خالد كه مَهر را در دخول ثابت كرده ، برمىآيد كه دخول در حال عدّه فرض نشده ، چون مهر اختصاص به اين صورت ندارد ، تعبير روايت سليمان بن خالد چنين است : « سألته عن رجل تزوج امرأة فى عدّتها قال فقال يفرق بينهما و ان كان دخل بها فلها المهر بما استحّل من فرجها و يفرق بينهما فلا تحل له ابداً « 3 » . . . » ، پس همچنانكه حكم مهر اختصاص به صورت دخول در حال عدّه ندارد ، حكم حرمت ابد در ذيل هم اختصاص به اين صورت ندارد .
قلت : اعم بودن حكم مهر از صورت دخول در حال عدّه ، دليل بر اين نيست كه روايت ناظر به مطلق دخول باشد ، بلكه مىتواند تنها صورت دخول در حال عدّه را متعرض شده باشد ، البته سخن در اين نيست كه روايت مفهوم دارد و از آن انحصار حكم به صورت دخول در حال عدّه استفاده مىشود ، بلكه روايت تنها ناظر به فرض دخول در حال عدّه است و نسبت به فرض دخول پس از انقضاء عدّه ساكت
هامش
( 1 ) وسائل 20 : 451 / 23069 ، باب سابق ح 6 ، نظير اين مضمون در روايت محمد بن مسلم هم ديده مىشود ( 20 : 450 / 26066 ، باب سابق ح 2 ) ، در نقل ديگر اين روايت با تعبير " و اتمت عدّتها من الاوّل " به همين مسأله اشاره شده است ( 20 : 452 / 26073 ، باب سابق ح 9 .
( 2 ) ( توضيح بيشتر ) در روايت ، از زمان تزويج صريحاً سخن نرفته و ممكن است كسى آن را نسبت به تزويج در آخرين زمان عدّه هم مطلق بداند ، ولى از اين پاسخ برمىآيد كه زمان تزويج هم در اواخر عدّه نيست ، چون اين فرض ، فرض نادرى است ، بنابراين در تأييدى كه از كلام مرحوم آقاى خويى پيشتر نقل كرديم از اين جهت نيز مىتوان تأمّل نمود .
( 3 ) وسائل 20 : 452 / 26071 ، باب سابق ح 7 .