باشد و ما مىخواهيم بحث كنيم كه آيا اگر كسى زن معتدهاى را عن شبهةٍ وطى كرد آيا در عدّه لنفسه جايز است ازدواج يا نه ؟
و اين صورتى قابل بحث است كه تداخلى در كار نباشد و الّا عدّه لنفسه معنى ندارد چون عدّه واطى با عدّه شوهر تداخل پيدا كردهاند و معنى ندارد كه بگوييم آيا ازدواج با اين زن معتده جايز است يا خير . اما بر مبناى عدم تداخل اين مسأله قابل بحث است كه آيا واطى در زمان عدّه خودش كه وسط عدّه شوهر قرار گرفته است يعنى قبل از وطى ، زن در عدّه شوهر بود و بعد از وطى كه شروع عدّه ثانى است تا وضع حمل آن زن ، تتمه عدّه شوهر را بايد نگه دارد . آيا واطى مىتواند در زمان عدّه خودش آن را تزويج كند مىگوييم جايز نيست بخاطر اينكه آن زن عدّهاش تمام نشده است و بعد از وضع حمل بايد تتمه عدّه اول را نگه دارد و بعد از انقضاى عدّه هم واطى مىتواند با آن زن ازدواج كند و هم غير واطى .
ج ) ادامه بررسى مسأله ( 3 ) عروة :
متن عروة : « فلو تزوجها عالماً او جاهلًا بطل و لكن فى ايجابه التحريم الابدى اشكال »
توضيح ؛
مرحوم سيد مىفرمايد : در همين مسأله اگر كسى عالماً يا جاهلًا ازدواج بكند عقد باطل است اما آيا غير از بطلان عقد ، حرمت ابد نيز بر آن مترتب هست يا نه ؟ فيه اشكال . اما بعد در مسألهاى كه مشابه همين مسأله است جانب حرمت ابد را تقويت مىكند و علت تأمل سيد شايد بخاطر اين باشد كه متفاهم عرفى از اين ازدواج اين است كه عقد اصلًا باطل است اگر چه عدّه لنفسه باشد . اما ملازمه بين بطلان و حرمت ابد در اين مسأله متفاهم عرفى نيست چون حين العقد در عدّه ديگرى نبوده است تا موجب حرمت ابد شود .
نظر استاد « مدّ ظلّه » :
به نظر مىرسد كه در ما نحن فيه علاوه بر باطل بودن عقد ، موجب حرمت ابد نيز مىشود بخاطر اينكه ما به چه دليل مىگوييم تزويج در عدّه غير ، موجب حرمت