همين كلمه در واقع رجوع است به زن مطلقه خودش نيازى به قبلت هم ندارد .
بعبارت ديگر به صرف اظهار تمايل به زن رجوع حاصل شده است و نيازى به خواندن عقد و تزويج ندارد و اگر تزويج كند اين عقد باطل است ، چون همسر شرعى خودش است و شخص نمىتواند همسر خودش را مجدداً تزويج كند .
7 ) نقد جواب مرحوم آقاى خويى :
به نظر مىرسد كه اشكال آقاى خويى وارد نباشد ، بخاطر اينكه صرف اظهار تمايل كردن به زن معتده خود لازمهاش اين نيست كه اين شخص به عقد سابق رضايت دارد و مىخواهد با همان عقد سابق به همسر خود رجوع كند چون ممكن است آن شخص اصلًا به عقد سابق رضايت نداشته باشد و مثلًا بخواهد عقد انقطاعى بكند يا مهر ايشان را كم بكند پس ملازمهاش بين اظهار تمايل و رجوع به عقد سابق نيست ، لذا به نظر مىرسد كه اشكال مرحوم حكيم به صاحب عروة وارد است .
8 ) تتمه مسأله 3 :
. . . « و الّا فى الطلاق الثالث الذي يحتاج الى المحلل ، فانه ايضاً باطل بل حرام و لكن مع ذلك لا يوجب الحرمة الابدية » .
* توضيح : يكى ديگر از مواردى كه جايز نيست ازدواج كردن در ايام عدهاى كه از ناحيه خودش است مسأله طلاق سوم است ، اگر شخصى دفعه سوم زن خود را طلاق بدهد احتياج به محلل دارد ، و بدون محلل مسلماً عقد باطل است و اختلافى در اين مسأله نيست ، اما آيا اگر تزويج نمود غير از بطلان عقد ، حرمت تكليفى هم دارد يا خير ؟ كه سيد فرموده است حرام تكليفى هم هست و آن شخص گناه كرده است .
9 ) نظر مرحوم آقاى حكيم « ره » و نقد آقاى خويى « ره » :
ايشان مىفرمايند ، براى حرمت تكليفى دليلى نداريم و از آيه شريفه همين قدر استفاده مىشود كه آن عقد باطل است و اما حرمت تكليفى داشته باشد ، از آيه