انفساخ حرمت ابد لازم نيايد پس مسلماً اين مثال درست نيست . و اما مثال دوم كه مرحوم حكيم ذكر نموده است ، مرحوم آقاى خويى به آن مثال اشاره كرده است .
2 ) اشكال مرحوم آقاى خويى به كلام آقاى حكيم « ره » :
آقاى خويى مىفرمايد كه طبق نظر مشهور ، كفر نمىتواند يكى از موجبات فسخ باشد كه مرد بدون نگه داشتن عده بتواند مجدداً با آن زن ازدواج كند .
ايشان مىفرمايد : اگر شخصى كه مرتد شده در زمان عده مجدداً مسلمان شود .
بنابر نظر مشهور عقد اولى به تصرف خود باقى است ، ديگر نمىتواند زن خود را مجدداً عقد كند و اگر توبه نكرد كاشف از اين است كه از اول زن او نبوده است و عقد باطل بوده است پس اين مثال كه آقاى حكيم زده است صحيح نيست .
* تذكر : اما طبق نظر آقاى خويى كه به خلاف مشهور قايل هستند به اينكه به مجرد ارتداد انفساخ حاصل مىشود ؛ حالت منتظرهاى در كار نيست طبق اين نظر مثال آقاى حكيم مورد توجه مىباشد .
3 ) نقد كلام مرحوم آقاى خويى « ره » :
ولى به نظر مىرسد اشكال آقاى خويى به آقاى حكيم در مثال كفر صحيح نباشد براى اينكه خود مشهور نيز قائلند به اينكه اگر زوج مرتد فطرى شد « 1 » به محض ارتداد عقد منفسخ مىشود و زن بايد عده نگه دارد . ديگران نمىتوانند با اين زن ازدواج كنند ( در زمان عده ) ولى خود آن زوج اگر توبه كرد و مسلمان شد مىتواند بدون سپرى شدن ايام عده با آن زن ازدواج كند و عقدش هم صحيح است و نظر مشهور هم همين است . آقاى حكيم بعد از اين دو مثال فرمودهاند « و نحو هما » سؤال
هامش
( 1 ) مرتد فطرى كسى است كه در هنگام انعقاد نطفه پدر و مادرش مسلمان بودهاند واو در حكم اسلام شده است . چنين كسى اگر مرتد شود او را مرتد فطرى خوانند ، مرتد ملى غير مسلمانى است كه يك بار مسلمان شده و سپس به حالت كفر بازمىگردد . مرتد فطرى داراى احكامى است مثل وجوب قتل آن و انتقال اموال او به ورثه و انفساخ عقد او كه با توجه به توبه هم به جاى خود بازنمىگردد يعنى توبه او نسبت به بقيه احكام قبول است به غير از ازدواج كه منفسخ مىشود .